هرچند هنوز بسیاری از نویسندگان مشهور از پیوستن به این سرویس خودداری می‌کنند؛ ولی به نظر می‌رسد به آینده صنعت نشر کتاب و داستان تبدیل شود.

کیندل ولا» (Kindle Vella)

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، شرکت آمازون سرویس انتشار مستقیم کیندل (KDP) را نخستين بار در سال 2017 برای ارتباط مستقیم نویسندگان با مخاطبان راه‌اندازی کرد و تا امروز این سرویس به یکی از موفق‌ترین رسانه‌های محبوب نویسندگان تبدیل شده است. هرچند هنوز بسیاری از نویسندگان مشهور از پیوستن به این سرویس خودداری می‌کنند؛ ولی به نظر می‌رسد به آینده صنعت نشر کتاب و داستان تبدیل شود.

شرکت فروشگاهی آمازون اعلام کرده است در چند ماه آینده سرویس جدیدی برای انتشار داستان‌های سریالی برای نویسندگان خود نشر عضو در کتابخوان کیندل منتشر خواهد کرد تا بتوانند برای اولین بار داستان‌های کوتاه و بلند خود را به صورت سریالی برای مخاطبان خود منتشر کنند.

سرویس جدید شرکت آمازون -که فعلاً برای سیستم‌های عامل ای‌او‌اس یا همان دستگاه‌های اپل راه‌اندازی شده است- تا چند ماه آینده خدمات‌دهی خود را به کاربران آغاز خواهد کرد. مسئولان آمازون امیدوارند این سرویس جدید که نام آن را «کیندل ولا» (Kindle Vella) گذاشته‌اند، بتواند به داستان‌نویسی در کتابخوان کیندل رونق بیشتری بدهد.

به گفته مسئولان آمازون نویسندگان خودنشر می‌توانند داستان‌های خود را به جای انتشار به صورت یک کتاب به صورت سریالی در دسترس مخاطبان خود قرار دهند و در حقیقت این سرویس را می‌توان اولین داستان‌نویسی سریالی موبایلی در جهان عنوان کرد. نویسندگان می‌توانند حداقل 600 تا 5000 کلمه را در یک قسمت برای کاربران و مخاطبان خود نشر دهند.

بر اساس این گزارش معمولاً نویسندگان می‌توانند قسمت‌های اول داستان خود را به صورت رایگان در اختیار کاربران قرار دهند و قسمت‌های بعد را جداگانه بفروشند. مسئولان آمازون می‌گویند این‌گونه انتشار داستان هیجان بیشتری برای نویسندگان و همچنین مخاطبان خواهد داشت.

آمازون گفته است سرویس جدیدش فعلاً برای نویسندگان ساکن کشور آمریکا فراهم شده است و در آینده قصد دارد این سرویس داستان‌نویسی سریالی را برای نویسندگان زبان‌های دیگر در کشورهای مختلف جهان نیز ایجاد کند. البته به نظر می‌رسد سرویس جدید آمازون فعلاً برای دستگاه‌های شرکت اپل طراحی شده است و هنوز فکری برای اپلیکیشن‌های دیگر نشده است.

آمازون می‌گوید نویسندگان کتاب‌های خودنشر با سرویس «کیندل ولا» می‌توانند درآمد بیشتری نسبت به گذشته کسب کنند؛ ولی خب این خطر وجود دارد که بسیاری از مخاطبان از قسمت‌های دیگر کتاب نویسندگان رضایت نداشته و در ادامه خرید داستان را متوقف کنند. باید منتظر بود و دید سرویس داستان سریالی آمازون می‌تواند مانند سرویس‌های دیگر این فروشگاه موفق ظاهر شود.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...