مجموعه داستان کوتاه «فریادی در شب» نوشته سودابه کاظمی ویسری توسط انتشارات حدیث قلم منتشر شد.

فریادی در شب سودابه کاظمی ویسری
به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر،  سودابه کاظمی ویسری با اعلام انتشار کتاب خود گفت: «فریادی در شب» نخستین مجموعه داستان‌ها کوتاه من است. پیشتر تعدادی از داستان‌های من در چهار مجموعه داستان گروهی منتشر شده بود، یعنی همراه با آثاری از سایر نویسندگان.

وی افزود: در داستان‌های این کتاب تلاش کردم تا با خلق یک راوی مستقل از خودم کار را پی بگیرم. روایان کاملاً مستقل هستند و افکار و عقاید منِ نویسنده دخالتی در نظام فکری شخصیت‌های داستان‌ها نداشته است.

این نویسنده ادامه داد: بحث درباره اخلاق و خصوصیات اخلاقی درون‌مایه این داستان‌هاست. همچنین طرح مشکلات اجتماعی، بدون دخالت و القاء جهت‌گیری‌های خاصی سیاسی نیز در این کتاب اعمال شده و نتیجه‌گیری این مسائل را نیز به عهده مخاطب گذاشته‌ام. به نظرم اینکه نویسنده به جای مخاطب فکر کند و تصمیم بگیرد، به هیچ عنوان امری اخلاقی نیست.

سودابه کاظمی همچنین با بیان این نکته که نگاه این داستان‌ها به مسائل اجتماع از دریچه دید نویسنده بوده است، گفت: این مجموعه داستان گرچه واقعیت‌های اجتماعی را بیان می‌کند، تا مخاطبان را به اندیشه وادارد، اما به هر حال همه شخصیت‌ها، فضاها و… ساخته و پرداخته ذهن خودم است.

مجموعه داستان «فریادی در شب» نوشته سودابه کاظمی ویسری با شمارگان هزار نسخه، ۲۶۸ صفحه و بهای ۱۵۰ هزار تومان توسط انتشارات حدیث قلم در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...