کتاب «دیونامه» با عنوان فرعی «بازشناسی چهره‌ موجودات خیالی در روایت‌های ایرانی» نوشته پرویز براتی منتشر شد.

دیونامه بازشناسی چهره‌ موجودات خیالی در روایت‌های ایرانی پرویز براتی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۲۹۰ صفحه با قیمت ۵۷ هزار تومان در نشر چشمه منتشر شده است.

در معرفی این کتاب آمده است: کتاب در پنج بخش (پرده) تدارک دیده شده است. در پرده نخست با عنوان «قصه‌گوی برزگر و قصه‌گوی دریانورد» به این مساله پرداخته شده که ادبیات فوق طبیعی در ایران روایت دریانورد است. با دریا و حکایت‌های دریانوردان پیوند خورده و شگفتی مترادف است با دریا و عجایب بحر.

پرده دوم با عنوان «نقش و کارکرد سیاسی متون شگفت» به واکاوی این موضوع می‌پردازد که در ادب دوره اسلامی و فرهنگ عامه مردم ایران، پریان، دیوان، غولان و مردمان یک‌چشم امکان تازه‌ای را برای خیال‌پردازی در فرهنگ ایرانی به وجود آوردند و طی فرایندی زیبایی‌شناسانه وارد خیال‌پردازی ایرانی شدند. بخشی از بارِ خیال‌پردازی ادبی در فرهنگ ایرانی بر دوش موجودات فراطبیعی همچون دیو، پری، اژدها و همسان‌های آن‌ها نظیر جنّ، غول، نسناس و امثالهم است. با این حال ظهور این هیولاهای خیالی و شَبَح‌گون در سپهر اساطیر و تاریخ ایران دلایلی کاملاً سیاسی و ایدئولوژیک دارد.

پرده سوم به بررسی «صورت‌های شگفتی» اختصاص دارد. بر این اساس صورت‌های امر شگفت‌آور در ادبیات فارسی متقدم به دو دسته کلی «روایت‌های عجایب‌نامه‌ای» و «روایت‌های اعجاب‌انگیز» تقسیم می‌شود که روایت‌های اعجاب انگیز خود به چهار دسته «روایت‌های شفاهی- مردمیِ شِگِفت یا فانتزی پالیمسستی»(لایه لایه)، «قصه‌های شگفت»، «رمانس‌های عامیانه شگفت» و «حماسه‌های دینی شگفت» تقسیم‌بندی می‌شود.

بخش چهارم «اعجاب‌برانگیزی در متون عرفانی؛ از بیان تا کنش» نام دارد. جدا از اعجاب‌برانگیزی در متون ادبی و روایت‌های شگفت فارسی، متون عرفانی هم درخود واجد نوعی زبان شگفت‌انگیز است. متون عرفانی عرصه‌ گسترده‌ شگفتی در بیان و کنش اسـت.

بخش آخر کتاب نیز با عنوان «خیال‌های غربی: ادبیات شگرف در مغرب زمین» به بررسی ادبیات شگرف (فانتاستیک) در مغرب‌زمین اختصاص دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...