کتاب «عرفان و رندی در شعر حافظ» نوشته داریوش آشوری توسط نشر مرکز به چاپ هجدهم رسید.

عرفان و رندی در شعر حافظ داریوش آشوری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «عرفان و رندی در شعر حافظ» در واقع نسخه به‌روزشده کتاب «هستی‌شناسی حافظ»‌ است که برای اولین‌بار سال ۱۳۷۷ به چاپ رسید.

نویسنده اثر، در آن با دیدگاهی جدید و استفاده از روش‌های نوین علوم انسانی، جهان‌بینی و اندیشه حافظ را از دیوانش استخراج کرده است. «هستی‌شناسی حافظ»‌ با پرورده‌تر شدن استدلال‌های نویسنده، تبدیل به «عرفان و رندی در شعر حافظ» شده است.

هدف اصلی از نگارش این‌کتاب، هدف اصلی این پژوهش نشان‌دادن پیوند و درهم‌تنیدگی آموزه‌های عرفان و رندی در شعر حافظ عنوان شده است؛ همچنین شناختن منطق درونی هدایت‌کننده‌ای که نمادها و مفهوم‌ها و تعبیرهای گوناگون و پرمعنای این‌عارف را یگانگی می‌بخشند و به کمک‌شان می‌توان جهان‌معنا و اندیشه‌ حافظ را بازشناخت.

این‌کتاب ۴ بخش اصلی دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از «بنیادهای انسان‌شناسی صوفیانه»، «مطالعه میان‌متنی»، «شعر و عرفان»‌ و «عرفان و رندی در دیوان حافظ» که هرکدام فصل‌های مختلفی را شامل می‌شوند.

چاپ هجدهم این‌کتاب با ۴۱۶ صفحه و قیمت ۱۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...