نتفلیکس برای ارائه سرویس‌های مربوط به کتاب و مطالعه داستان‌های ساخته‌شده توسط این شرکت، یک باشگاه کتاب [netflix book club] راه‌اندازی کرده است.

netflix book club

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، شرکت چندرسانه نتفلیکس تولیدکننده فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی اعلام کرده است که برای ارائه سرویس‌های مربوط به کتاب و مطالعه داستان‌های ساخته‌شده توسط این شرکت، یک باشگاه کتاب راه‌اندازی کرده است تا بتواند تنها به مشتری‌های خود خدمات بهتری ارائه کند.

نتفلیکس پلتفرم و شرکت تولیدکنندهٔ محتوای آمریکایی است که مقر اصلی آن در ایالت کالیفرنیا است که در واقع اولین بار در سال 1997 کار خود را با اشتراک کتابخانه‌ای و محصولات فرهنگی مثل فیلم و سریال و محتواهای مکتوب کار خود را آغاز کرد. در ژانویهٔ ۲۰۲۱ نتفلیکس به بیش از 203 میلیون مشترک رسید که تنها 66میلیون آن در آمریکا زندگی می‌کنند.

مسئولان این شرکت در بیانیه رسمی خود ادعا می‌کنند که تاسیس این باشگاه کتاب می‌تواند به بالارفتن کیفیت محتوای فیلم و سریال‌ها اضافه کند. بر اساس اطلاعات منتشرشده این باشگاه به کاربرانش اجازه می‌دهد با برنامه‌ها و فیلم‌های نمایش‌داده‌شده ارتباط بیشتری بگیرند و درباره آن نظر بدهند. در واقع این باشگاه کتاب یک کانال اشتراک محتوا و نظرات مکتوب درباره فیلم‌ها و سریال‌هاست.

طبق ادعای مسئولان نتفلیکس این باشگاه محلی برای طرفداران کتاب‌های اقتباس‌شده برای ساخت فیلم و سریال‌های شبکه است و می‌تواند در آینده وسعت بیشتری پیدا کند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...