کتاب «اسرار و ابزار طنزنویسی» با نگارش، تدوین و ترجمه مرحوم محسن سلیمانی توسط انتشارات سوره مهر به چاپ سوم رسید.

اسرار و ابزار طنزنویسی محسن سلیمانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب از ۳ فصل اصلی با عناوین «اصول طنزنویسی»، «قالب‌های طنزنویسی» و «طنزنویسی به روایت طنزنویسان» تشکیل شده که این سه فصل به ۳۱ بخش تقسیم شده‌اند و در هر یک از این بخش‌ها به جزئیات طنزنویسی پرداخته شده است.

واژه‌نامه انگلیسی- فارسی و فارسی- انگلیسی در انتهای کتاب هم از دیگر بخش‌های تشکیل‌دهنده این‌کتاب است. همچنین برای جستجو در فصل‌های کتاب، در انتهای این‌اثر فهرست اعلامی نیز منتشر شده است. فهرست منابع کتاب نیز در انتهای هر یکی از این بخش‌ها آورده شده‌ است.

در این‌کتاب از شخصیت‌های بزرگ حوزه طنز دنیا چون وودی آلن آرت بوخوالد، استیو مارتین، دیوید ایوانز و... مطالبی به صورت ترجمه آورده شده است.

محسن سلیمانی در بخشی از مقدمه این‌کتاب نوشته است:

«اسرار و ابزار طنزنویسی» را می‌توان گامی اولیه در این زمینه دانست که عاری از مشکلات و اشتباهات نخواهد بود ولی امیدوارم انگیزه‌ای باشد تا دیگران هم در این حوزه بیشتر وارد شوند. عنوان این کتاب را به یاد منوچهر احترامی، «اسرار و ابزار طنزنویسی» گذاشتم که وی این‌نام را بر یکی از کلاس‌های خود نهاده بود همچنین از عمران صلاحی که در یکی از گفتگوهایش آرزو می‌کند روزی برسد که در ایران به مقوله طنزنویسی به صورت علمی پرداخته شود اشاره کرده‌ام.

در ایران کتاب‌های منبع و مرجع در ارتباط با مباحث نظری و علمی طنزنویسی کم است و این‌خلاء باعث شده که من تلاشی برای تدوین این‌کتاب در قالب تالیف - ترجمه داشته باشم و در بخشی از آن یادی می‌شود.

چاپ اول این‌کتاب خرداد سال ۹۱ عرضه شد و حالا به چاپ سوم رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...