کتاب «جلسه طنز: مباحث آموزشی و کارگاهی» نوشته اسماعیل امینی توسط انتشارات روزبهان منتشر شد.

جلسه طنز: مباحث آموزشی و کارگاهی» نوشته اسماعیل امینی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، اسماعیل امینی، نویسنده کتاب، درباره این اثر می‌گوید: «این کتاب، حاصل تأملات من است درباره طنز و گونه‌های شوخ‌طبعی. اگرچه اغلب مطالب آن آموزشی است اما روش کتاب، آموزش گام‌به‌گام طنز نیست؛ زیرا به نظر من، کسی که می‌خواهد شعر طنز بسازد، باید اول شاعر باشد و فنون شعری را بشناسد، بعد علاوه بر هنر شاعری، ظرافت‌ها و شگردها و نگاه طنزآمیز به جهان را با مطالعه و تمرین بیاموزد.

این کتاب برای کسانی نوشته شده که با فنون شاعری و نویسندگی آشنا هستند و قصد طنزنویسی دارند. یادداشت‌های این کتاب اغلب مستقل از هم قابل‌استفاده‌اند، مگر چند یادداشت که ادامه‌دار و چندقسمتی است. هر کس به تناسب علاقه و پسندش، می‌تواند از هر جا که دلش خواست کتاب را بخواند.

این نکته را هم بگویم که این کتاب برای ارجاعات مقالات دانشگاهی مفید نیست، حتی شاید مضر هم باشد! برای اینکه نگاه خاص من است به طنزنویسی و بیانگر تجربه‌های شخصی خودم برای کسانی که طنز را جدی گرفته‌اند و بی‌دغدغه امتیازات اداری و دلخوشی‌های ربته‌بندی‌های دانشگاهی، طنز می‌خوانند، طنز می‌نویسند و طنز می‌سرایند.»

کتاب «جلسه طنز: مباحث آموزشی و کارگاهی» در ۱۹۶ صفحه و با قیمت ۲۴۵ هزار تومان توسط انتشارات روزبهان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...