مجموعه شعر طنز «آش شله قلمکار» اثر اسماعیل امینی از سوی انتشارات چرخ فلک منتشر شد.

آش شله قلمکار اسماعیل امینی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از آنا، این مجموعه شعر طنز که ویژه نوجوانان است با طرح‌های خلاقانه‌ای از لاله ضیایی و طرح جلدی از فرشید خالقی وارد بازار کتاب شده است.

در پشت جلد این کتاب آمده است: «اگر اشیا اطراف ما شعر بگویند و از در و دیوار و گیاهان و جانوران، شعر بشنویم آن هم شعری که می‌خندد و می‌خنداند، نتیجه‌اش می‌شود همین کتاب «آش شله قلمکار» که الان در دست شماست. بخوری پاته! نخوری پاته!

سوت داورم گاهی
کله‌ام پر از باد است
کله‌ای که پر با دست
اهل داد و فریاد است

بر سر خطاکاران
داد می‌زنم گاهی
داد می‌زنم، اما
لحظه‌های کوتاهی...».

اسماعیل امینی شاعرطنزپرداز، نویسنده، پژوهشگر، منتقد، مدرس و داور جشنواره‌های ادبی است. «خندمین‌تر افسانه» (طنز در مثنوی معنوی)، «تبسم دوست» (لطایف و مطایبات در کلام امام خمینی)، «لبخند سعدی» (طنز در غزل‌های سعدی)، «لبخند غیرمجاز» (مجموعه نثرهای طنز)، «نشر اکاذیب» (مجموعه شعر طنز)، «دکتربازی» (مجموعه شعر طنز)، «دلقک و شاعر دربار» (مجموعه شعر)، «عمو زورگیر» (مجموعه شعر طنز)، «لبخند بر لب شعر» (گزیده شعر طنز برای نوجوانان)، «بوستان بی‌درخت» (مجموعه شعر طنز)، «ببر در کوزه» (مجموعه شعر طنز)، «بوستان بی‌درخت» (مجموعه شعر طنز) تعدادی از تالیفات این شاعر در حوزه شعر طنز هستند.

................ هر روز با کتاب ...............

عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...