کتاب «صور خیال متعالیه» تألیف محمود فتوحی رودمَعجَنی توسط اننشارات سخن چاپ و منتشر شد.

صور خیال متعالیه»  محمود فتوحی رودمَعجَنی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از شهرآرا، صدرالدین محمدبن‌ابراهیم قوام شیرازی (۹۷۹-۱۰۴۵ هـ. ق.)، مشهور به ملاصدرا، پایه‌گذار «حکمت متعالیه» است که آن را عصاره‌ی فلسفه‌ی ایرانی-اسلامی می‌دانند. میرزا محمدعلی صائب تبریزی (۱۰۰۰-۱۰۸۶ هـ. ق.) نیز از شاعران برجسته‌ی تاریخ ادبیات ایران‌زمین و بزرگ‌ترین غزل‌سرای سده‌ی یازدهم است که شعر موسوم به «سبک هندی» را ــ در ایران ــ به اوج خود برکشید.

ناشر کتاب در معرفی آن نوشته است:

این کتابْ پژوهشی تطبیقی است میان اندیشه‌ها و ایماژهای صائب تبریزی با آرای وجودگرایانه‌ی حکمت متعالیه‌ی ملاصدرا. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که میان شعر نازک‌خیال صائب و فلسفه‌ی ملاصدرا همگرایی قابل‌اعتنایی وجود دارد. آن‌دو، دوشادوش هم، با ابداع یک گفتمان فلسفی-ادبیِ ایرانی، کوشیده‌اند تا از سیطره‌ی فلسفۀ افلاطونی و حکمت سینوی ــ که بیش از هفت قرن اندیشه‌ورزی در قلمرو فارسی‌زبانان را در سایه‌ی خود گرفته بود ــ فراگذرند. این پژوهش می‌کوشد تا نشان دهد که حکمت ایرانی، در عصر صفوی، همچون ادوار پیشین، همچنان در شعر فارسی تداوم می‌یابد، و مدعی است که هستی‌شناسی، انسان‌شناسی، زیبایی‌شناسی و بوطیقای ادبی وجودگرا در ادبیات و حکمت ایرانی عصر صفوی مقدمه‌ای است بر ظهور نیما و نگرش مدرن به انسان و هستی.

همچنین، مؤلف در این باره نوشته است:
فصول نه‌گانه‌ی کتاب یک حرکت از کل به‌سوی جزء را در پیوستاری مُتَرابط دنبال می‌کند. فصل‌های اول و دوم زمینۀ نظری و تاریخی بحث است. فصل نخستْ شعر و فلسفه را چونان دو رویه‌ی برساختن حقیقت معرفی می‌کند و می‌کوشد تا مناسبات تاریخی این دو اقلیم را بکاود و در نهایت، با تأکید بر خویشاوندی و چهار وجه مشترک آن‌دو، زمینه‌ی نظری این پژوهش را فراهم سازد. فصل دوم به اختلاف میان دو دیدگاه فلسفی در حکمت متعالیه و حکمت مَشّاء می‌پردازد تا تصویری از سپهر فکری ایران در زمان ظهور مکتب نازک‌خیال شعر فارسی ارائه کند.

فصل سوم از وجود و اصالتِ آن در کار صدرا و صائب می‌آغازد و در فصل چهارم به‌سوی طبیعت و حرکت جوهری در گیتی می‌آید؛ آن‌گاه، در فصل پنجم، سراغ جان را می‌گیرد که اساس وجود آدمی است؛ و این جان از بدن و در بدن است؛ ماجرای بدن و حرکت کمالی آن را در فصل ششم وامی‌رسد. عالی‌ترین نمودِ بدن در زیبایی و حسن است که موضوع فصل هفتم است، و صائب در این زمینه آرای مختلفی دارد. در فصل هشتم، به پیامد زیبایی بدن، یعنی عشق مجازی، می‌رسد که از مسائل جنجالی است. و آخرین فصل هم از پدیده‌ای بحث می‌کند که یکی از دو اقلیم جست‌وجوی حقیقت در این کتاب است، یعنی از شعر و مسائل آن.

خواننده، در سراسر کتاب حاضر، با «وجود»، به‌ویژه وجود در معنی «عالم ایجاد»، سروکار دارد؛ از خلال هستی‌شناسی صدرا و صائب با موضوعات هفت‌گانه‌ی «وجود»، «حرکت جوهری»، «جان»، «بدن»، «زیبایی»، «عشق» و «شعر» با نگرشی وجودگرا آشنا خواهد شد. هر فصل فرجامه‌ای کوتاه دارد که بیشتر حاوی جمع‌بندی مطالب فصل و دیدگاه انتقادی و تطبیقی نگارنده پیرامون مطالب آن فصل است. بخش فرجامین کتاب نیز حاوی جمع‌بندی یافته‌ها و فرجام این پژوهش با نگاهی انتقادی و تطبیقی است.

محمود فتوحی رودمعجنی (زاده‌ی ۱۳۴۳ در رودمعجن تربت‌حیدریه) استاد بازنشسته‌ی دانشگاه فردوسی مشهد است. او، در سال ۱۳۹۳، به‌عنوان عضو وابسته‌ی «فرهنگستان زبان و ادب فارسی» تا چهار سال پس از آن انتخاب شد. فتوحی، همچنین، سال‌ها سردبیر فصلنامه‌ی نقد ادبی و رئیس «انجمن علمی نقد ادبی ایران» بوده است.

این استاد زبان و ادبیات فارسی صاحب چندین کتاب و مقاله در زمینه‌ی تاریخ ادبیات و بلاغت و سبک‌شناسی است که برخی از آن‌ها پیرامون ادب عصر صفوی شکل گرفته‌اند؛ از این جمله، می‌توان به کتاب‌های نقد ادبی در سبک هندی و صد سال عشق مجازی اشاره کرد. مقالاتی نظیر «جمال‌شناسی اغراق در سبک هندی» و «مضمون در فن شعر سبک هندی» نیز از این قبیل‌اند.

آثار فتوحی در جشنواره‌های مختلفِ کتابی محل توجه بوده‌اند، چنان‌که نقد خیال: بررسی دیدگاه‌های نقد ادبی در سبک هندی (ویراست نخست نقد ادبی در سبک هندی) و سبک‌شناسی: نظریه‌ها، رویکردها و روش‌ها، به‌ترتیب، در نوزدهمین و سی‌ویکمین دورۀ «جایزۀ کتاب سال جمهوری اسلامی ایران»، در رشتۀ «تاریخ و نقد ادبی»، «شایستۀ تقدیر» معرفی شده‌اند.

«صور خیال متعالیه: خوانش صدرایی اندیشه‌های صائب تبریزی» آخرین اثر محمود فتوحی است که نشر «سخن» (ناشر اغلب آثار این پژوهشگر زبان و ادب فارسی) آن را در ۴۵۹ صفحه و به قیمت ۳۵۰هزار تومان چاپ و منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...