ترجمه و شرح بخش دیگری از «نهایة الحکمه» در دومین جلد از کتاب «فروغ حکمت» به قلم محسن دهقان از سوی موسسه بوستان کتاب به زودی منتشر می‌شود.

به گزارش ایبنا، کتاب نهایة الحکمه، اثری فلسفی و به زبان عربی، از تالیفات مرحوم علامه سیدمحمدحسین طباطبایی است. وی کتاب «بدایة الحکمه» را به عنوان نخستین متن درسی برای جویندگان حکمت الهی تالیف کرد و «نهایة الحکمه» را برای افرادی که به خوبی بدایة را فرا گرفته و با مسایل فلسفی اسلامی آشنا شده‌اند، نوشت.

در واقع اگر «بدایة» برای مرحله ابتدایی فلسفه است، «نهایة» برای مرحله پایانی آن تنظیم شده و در اکثر مراحل «نهایة الحکمه» مباحث مفصل‌تر از آنچه در بدایة الحکمه آمده، بررسی شده‌اند، یعنی اقوال و آراء بیشتری مطرح و درباره برخی مسایل، مباحث عمیق‌تری عنوان شده‌اندو به اشکالات نیز پاسخ‌های دقیق‌تری د اده شده است.

محسن دهقان، نویسنده کتاب حاضر، معتقد است مبنای این شرح، آسان ساختن مطالب سنگین کتاب «نهایة الحکمه» تألیف علامه طباطبائی و یاری رساندن برای فهم صحیح متن آن است.
 
در این شرح ـ که در سه جلد فراهم آمده ـ سعی شده است فراز و نشیب عبارات متن هموار شوند تا خواننده بتواند به سهولت به عمق مفاهیم آنها واقف شود، بدون آن که به کتاب‌های دیگر ارجاع داده شود. در پی تحقق این هدف، از رساترین عبارت و کوتاه‌ترین مسافت برای رسیدن به مقصد استفاده می‌شود.

گفتنی است کتاب «نهایه الحکمه» شامل آخرین دیدگاه‌های فلسفی علامه در مسایل فلسفی است و مباحث متنوعی نظیر ارزش فلسفه و موقعیت آن در میان علوم انسانی، مقدمه‌ شارح، تربیت شاگردان مبرز و لایق، دیدگاه
علامه طباطبایی در فلسفه، ویژگی‌های مشرب فلسفی علامه‌ طباطبایی، واقعیت در جهان آفرینش، خطای اندیشه و نیاز به بررسی احوال موجود، در احکام کلی وجود، اصالت وجود و اعتباری بودن ماهیت، فروع اصالت وجود و اعتباری بودن ماهیت، عدم مضاف و مقید، انقسام وجود به وجود مستقل و رابط، معنای وجوب و امکان، واجد الوجود بالذات از جمیع جهات واجب الوجود است، شیء تا واجب نبوده باشد موجود نمی‌شود و ... برخی را در برمی‌گیرد.

نخستین چاپ دومین جلد از کتاب «فروغ حکمت» از سوی موسسه بوستان کتاب در شمارگان 1500 نسخه، 600 صفحه، قطع وزیری و جلد سلفون به زودی منتشر و روانه بازار کتاب خواهد شد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...