دور ایران با کارآگاه سیتو | آوانگارد


آن‌هایی که مخاطبان این مجموعه بوده‌اند می‌دانند که پدیدآورندگان اصلی شخصیت «کارآگاه سیتو» [Un ayudante de mucha ayuda] در نسخه‌ی اسپانیایی آنتونیو ایتوربه [Antonio Iturbe] (نویسنده) و آلکس اومیست (تصویرگر) هستند. حالا نشر هوپا در چهارچوب قوانین بین‌المللی انحصار نشر (‌‌copyright) با عقد قرارداد با انتشارات edebe، امتیاز استفاده از شخصیت کارآگاه‌ سیتو را خریداری کرده و مجموعه‌ی «کارآگاه سیتو در ایران» را زیر نظر پدیدآورندگان نسخه‌ی اسپانیایی تألیف و منتشر کرده است.

کارآگاه سیتو» [Un ayudante de mucha ayuda] آنتونیو ایتوربه [Antonio Iturbe]

این مجموعه با عنوان‌های «یه سرودوگوش در تخت‌جمشید»، «دلفین‌های جزیره غیب می‌شود»، «تابلوی پرنده» و «شمشیر در استادیوم فوتبال» به چاپ رسیده است و هر‌کدام به حل‌کردن معماهایی در سراسر ایران پرداخته‌اند.

مخاطب با خواندن این مجموعه اطلاعاتی واقعی کسب می‌کند. اطلاعاتی درباره‌ی آثار تاریخی ایران، جغرافیا و طبیعت ایران، معماری و هر چه که مربوط به شهر و محلی است که کارآگاه به آن‌جا می‌رود.

علاوه بر این خصوصیات، این مجموعه به صنعت گردشگری ایران و پوشش و فرهنگ هر شهر نیز اشاره کرده است و می‌توان کارآگاه سیتو را جدا از کارآگاه بودن، یک گردشگر دانست و به وسیله‌ی او با ایران آشنا شد. این کتاب برای کودکان فارسی زبانی که در خارج از ایران زندگی می‌کنند یا شاید هرگز نتوانسته‌اند به ایران سر بزنند نیز بسیار مناسب است.

هر جلد از این کتاب به کجا می‌رسد؟ در پایان هر جلد، ازکودکان خواسته شده که در صفحات کتاب چیزهایی بیابند و خودشان نیز مأموریت کارآگاهی مخصوص به خودشان را داشته باشند.

در پشت هر جلد از کتاب معرفی مختصری از کارآگاه سیتو آمده که به شناخت او بیشتر و بهتر کمک می‌کند. پ.پ.پ مخفف «پیچیده‌ترین پرونده‌های پلیسی» از عملیات همیشگی کارآگاه سیتو است؛ چرا که او به خاطر هوش و دقتش یکی از بهترین کارآگاهان دنیا است.

جلد اول: یه‌سر و دوگوش در تخت جمشید
کارآگاه سیتو و چین‌می‌ادو هنوز راهی ایران نشده‌اند و در دفتر کارشان نشسته‌اند که فرمانده‌ی کلانتری به نام «فرمانده‌تروئنوس» به آن‌ها مأموریت مهمی می‌دهد. گویا شبحی در تخت‌جمشید پیدا شده که آن‌ها باید برای کمک به ایران بروند. کودکان در این کتاب علاوه بر آشنا شدن با غذای معروف شیراز و شیرینی معروف آن (مسقطی) با «شیردال» سر ستونی در تخت‌جمشید نیز آشنا می‌شوند. داستان روایت طنز دارد و نشانه‌ها به کارآگاه کمک می‌کنند که یه‌سر‌ودوگوش را پیدا کند!

کارآگاه سیتو یه سر و دو گوش در تخت جمشید لاله زارع

چه چیز می‌تواند دندان‌هایی کوچک داشته باشد و بدون دیده شدن به موزه‌ی تخت‌جمشید بیاید؟ دزدی که دزدی نمی‌کند چجور دزدی است؟

همچنین این جلد از مجموعه اشاره‌ی کوچکی به ترس از تاریکی و صدای رعد و برق دارد. اشاره‌ای به این‌که اگر در شب صداهای ترسناک یا شکل های وحشتناک دیدیم ممکن است به خاطر نبود نور و تاریکی شب باشد.

جلد دوم: دلفین‌های جزیره غیب می‌شوند
کارآگاه سیتو از طرف فرمانده مأموریت تازه‌ای دارد. او و دستیارش در جزیره‌ی کیش‌اند و به آن‌ها خبر می‌رسد که دو دلفین به نام‌های ماشا و میشا گم شده‌اند!

آن‌ها به سمت استخر دلفین‌ها می‌روند و با مربی دلفین‌ها دیدار می‌کنند. کارآگاه باید به پاسخ این‌که دلفین‌ها چگونه از استخر خارج شده‌اند که کسی دزد آن‌ها را ندیده برسد و به دنبال سرنخ بگردد. در این ماجرا به مکان‌های تفریحی جزیره‌ی کیش اشاره می‌شود و تصاویر، دوچرخه‌سوارانی که دورتادور جزیره رکاب می‌زنند و افرادی که با جت اسکی در دریا می‌رانند را به مخاطب نشان می‌دهند. غذاهای جنوبی مثل قلیه‌ماهی و کشتی‌های تفریحی و دلفین‌ها از جاذبه‌های گردشگری جزیره‌ی کیش‌اند که کودکان در کنار داستان اصلی به آن پی می‌برند.

این داستان هیجان و سوالات بسیاری برای مخاطب دارد و حل این معما پس از تعلیق طولانی به خوبی کودکان را شوکه می‌کند.

جلد سوم: ماجراجویی در غار
کارآگاه در این داستان به همدان و غار علی‌صدر سر می‌زند و به دنبال راه‌حلی عجیب می‌گردد. یکی از قایق‌های غار سوراخ شده و یک سبد چوبی مخصوص جمع‌کردن انگور در گوشه‌ای از غار پیدا شده است.

هیچ‌کسی نمی‌داند چه اتفاقی افتاده و کارآگاه سیتو و دستیارش باید به تنهایی از پس معما و راه حلش برآیند! در ابتدای داستان و در راه غار به بستنی‌ای قدیمی و عجیب سنتی اشاره می‌شود که با برف و شیره درست می‌شود. آب‌و‌هوای همدان و باغ‌های انگورش و همچنین آرامگاه ابن‌سینا اطلاعاتی‌‌اند که این جلد از مجموعه درباره‌ی همدان به مخاطب می‌دهد. غار علی‌صدر از چندین تالار با اسم‌های مختلف ساخته شده و عمق آب آن گاهی به ۱۲متر نیز می‌رسد. داستان‌ به خوبی از پس معرفی شهر و غار برآمده و پر از نکاتی علمی درباره‌ی چگونگی به وجود آمدن قندیل‌های غار است. کارآگاه سیتو با آزمایشی ساده به پاسخ معمای اصلی می‌رسد و کودکان می‌آموزند که گاهی آزمایشات علمی به روند مسائل پلیسی و کارآگاهی کمک می‌کند. در پایان هم به یک خرافه‌ی قدیمی اشاره می‌شود که کارآگاه سیتو با مثالی منطقی، کودکان را به درک درستی از این اشتباهات فرهنگی می‌رساند.

جلد چهارم: تابلوی‌پرنده
یک تابلو از نقاش بزرگ ایرانی «کمال‌الملک» از نیشابور زادگاه این نقاش و مقداری سنگ فیروزه هم از معدن فیروزه دزدیده شده است. کارآگاه سیتو و دستیارش عازم به نیشابورند و سر راه به مشهد نیز سر می‌زنند. با پوشش گیاهی و شکوفه‌های صورتی گیلاس آشنا می‌شوند و غذای مخصوص آن‌جا یعنی خورشت ریواس را مزه می‌کنند. به محلی که تابلو از آن‌جا دزدیده شده می‌رسند و ماجرا را از زبان پلیس و نگهبان می‌شنوند. هیچ کسی ندیده است کسی وارد یا خارج شود! تنها کسانی که وارد موزه شده‌اند پلیس ها بوده‌اند! کارآگاه سیتو سرنخ‌هایی پیدا می کند مثل چند تکه از سنگ فیروزه! و این حقیقت که دزد هر دو چیز یک نفر بوده‌ است!
کارآگاه سیتو مثل همیشه از پس حل این معما نیز برمی‌آید.

جلد پنجم: شمشیر در استادیوم فوتبال
چین‌می‌ادو و کارآگاه در این داستان به آبادان سفر می‌کنند و با هوای گرم و عینک آفتابی و تیم فوتبال آبادان و همچنین با اخلاق و رفتار آبادانی‌ها و یا این‌که «عشیره» در آبادان به معنای همان قبیله است؛ آشنا می‌شوند. یک دشداشه که نوعی شمشیر است دزدیده شده و کارآگاه و پلیس به دنبال دزد می‌گردند. دزد دشداشه به استادیوم فوتبال می‌رود و در جمعیت گم می‌شود. چالش کارآگاه و پلیس بسیار سخت است که ناگهان فکری به ذهن کارآگاه می‌رسد و آن‌ها مثل همیشه دزد را پیدا می‌کنند و در انتها به مهمانی رئیس عشیره می‌روند و قهوه‌ی عربی می‌نوشند. این داستان نیز مثل دیگر جلدهای این مجموعه به غذاهای مخصوص آبادان مثل فلافل و سمبوسه اشاره می‌کند یا شربت ویمتو که خودش به تنهایی طعم جنوب است!

لاله زارع نویسنده‌ی این مجموعه متولد ۱۳۵۹ در شیراز است که از سال ۱۳۸۰ در دانشگاه کار نوشتن داستان را آغاز کرده است. از کتاب‌های دیگر این نویسنده می‌توان از «جمجمه جوان»و «بی‌تابوت» نام برد.
تصویرگر این مجموعه هم فاطمه محمدعلیپور متولد سال ۱۳۶۳ در شهرآفتاب کرمان است. او در رشته‌های گرافیک و کارگردانی انیمیشن تحصیل کرده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...