«هنرمندان در زمانۀ جنگ» [Artists in times of war] تألیف هوارد زین [Howard Zinn] با ترجمه سهراب خلیلی شورینی به همت نشر لوگوس منتشر شد.

هنرمندان در زمانه جنگ» [Artists in times of war] هوارد زین [Howard Zinn]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «هنرمندان در زمانه جنگ» تألیف هوارد زین با ترجمه سهراب خلیلی شورینی به همت نشر لوگوس منتشر شد.

هوارد زین معتقد است: «قدرت سیاسی توسط گروهی از نخبگان کنترل می‌شود، و هنر محملی برای نوعی جنگ چریکی علیه آن است؛ به این معنا که چریک پیوسته در جست‌وجوی روزنه‌ای است که بتواند اثرگذار باشد.»

او در کتاب هنر در زمانه جنگ تلاش می‌کند از طریق هنر، فیلم، کنشگری، انتشارات و زندگی عادی روزمره، چنین روزنه‌هایی را به وجود بیاورد.

در این مجموعه، نویسندۀ کتاب تاریخ مردم ایالات متحده نشان می‌دهد چرا «نقدِ دولت، عالی‌ترین نوع وطن‌پرستی است.» با نقل قول‌ها و نمونه‌هایی از کسانی چون باب دیلن، مارک تواین، ای. ای. کامینگز، توماس پین، جوزف هلر و اِما گولدمن، مقاله‌های زین در این مجموعه، روایت‌های فرهنگی و غنی ضدجنگ در امریکا را به بحث گذاشته، نشان می‌دهند که امروز بیش از همیشه، به این روایت‌ها علیه نظامی‌گری افسارگسیختۀ ایالات‌متحده نیاز است.

سهراب خلیلی شورینی، زادۀ زمستان ۱۳۲۹ در همدان، دانش‌آموختۀ دانشکدۀ نفت آبادان و مرکز مطالعات مدیریت ایران و دانشگاه آزاد اسلامی است. کار اجرایی را از پالایشگاه نفت آبادان آغاز کرده، در شرکت مشاور انگلیسی کوپرز اند لیبراند و شرکت‌های تولیدی بخش خصوصی و دولتی ادامه داد و سپس در سال ۱۳۶۸ به دانشگاه نقل مکان کرد.

وی در سه دهۀ گذشته در دانشکده‌ها و دوره‌های مختلف مدیریت، مدیریت استراتژیک و موضوعاتی دیگر را تدریس کرده و استاد مدعو چند دانشگاه خارجی بوده است. از او تاکنون ۴۰ عنوان کتاب (ترجمه و تالیف) منتشر شده است.

هوارد زین (۲۰۱۰-۱۹۲۲) مورخ، نمایشنامه‌نویس، فیلسوف و اندیشمند آمریکایی بود. او استاد تاریخ و علوم اجتماعی در کالج اسپلمان و صاحب کرسی علوم سیاسی در دانشگاه بوستون بود. زین بیش از بیست کتاب نوشته است که در میان آن‌ها «تاریخ مردم ایالات متحده» جز کتاب‌های پرفروش دورۀ خود بوده است. همچنین او نوشته‌های زیادی دربارۀ جنبش حقوق مدنی، جنبش‌های ضدجنگ و تاریخ کار و کارگری در ایالات متحده آمریکا دارد.

«هنرمندان در زمانه جنگ» تألیف هوارد زین با ترجمه سهراب خلیلی شورینی به همت نشر لوگوس به بهای ۳۰ هزار تومان منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

تجربه‌نگاری نخست‌وزیر کشوری کوچک با جمعیت ۴ میلیون نفری که اکنون یک شرکت مشاوره‌ی بین‌المللی را اداره می‌کند... در دوران او شاخص سهولت کسب و کار از رتبه ١١٢ (در ٢٠٠۶) به ٨ (در ٢٠١۴) رسید... برای به دست آوردن شغلی مانند افسر پلیس که ماهانه ٢٠ دلار درآمد داشت باید ٢٠٠٠ دلار رشوه می‌دادید... تقریبا ٨٠درصد گرجستانی‌ها گفته بودند که رشوه، بخش اصلی زندگی‌شان است... نباید شرکت‌های دولتی به عنوان سرمایه‌گذار یک شرکت دولتی انتخاب شوند: خصولتی سازی! ...
هنرمندی خوش‌تیپ به‌نام جد مارتین به موفقیت‌های حرفه‌ای غیرمعمولی دست می‌یابد. عشقِ اُلگا، روزنامه‌نگاری روسی را به دست می‌آورد که «کاملا با تصویر زیبایی اسلاوی که به‌دست آژانس‌های مدلینگ از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی رایج شده است، مطابقت دارد» و به جمع نخبگان جهانی هنر می‌پیوندد... هنرمندی ناامید است که قبلا به‌عنوان یک دانشجوی جوان معماری، کمال‌گرایی پرشور بوده است... آگاهیِ بیشتر از بدترشدنِ زندگی روزمره و چشم‌انداز آن ...
آیا مواجهه ما با مفهوم عدالت مثل مواجهه با مشروطه بوده است؟... «عدالت به مثابه انصاف» یا «عدالت به عنوان توازن و تناسب» هر دو از تعاریف عدالت هستند، اما عدالت و زمینه‌های اجتماعی از تعاریف عدالت نیستند... تولیدات فکری در حوزه سیاست و مسائل اجتماعی در دوره مشروطه قوی‌تر و بیشتر بوده یا بعد از انقلاب؟... مشروطه تبریز و گیلان و تاحدی مشهد تاحدی متفاوت بود و به سمت اندیشه‌ای که از قفقاز می‌آمد، گرایش داشت... اصرارمان بر بی‌نیازی به مشروطه و اینکه نسبتی با آن نداریم، بخشی از مشکلات است ...
وقتی با یک مستبد بی‌رحم که دشمنانش را شکنجه کرده است، صبحانه می‌خورید، شگفت‌آور است که چقدر به ندرت احساس می‌کنید روبه‌روی یک شیطان نشسته یا ایستاده‌اید. آنها اغلب جذاب هستند، شوخی می‌کنند و لبخند می‌زنند... در شرایط مناسب، هر کسی می‌تواند تبدیل به یک هیولا شود... سیستم‌های خوب رهبران بهتر را جذب می‌کنند و سیستم‌های بد رهبران فاسد را جذب می‌کنند... به جای نتیجه، روی تصمیم‌گیری‌ها تمرکز کنیم ...
دی ماهی که گذشت، عمر وبلاگ نویسی من ۲۰ سال تمام شد... مهر سال ۸۸ وبلاگم برای اولین بار فیلتر شد... دی ماه سال ۹۱ دو یا سه هفته مانده به امتحانات پایان ترم اول مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه اخراج شدم... نه عضو دسته و گروهی بودم و هستم، نه بیانیه‌ای امضا کرده بودم، نه در تجمعی بودم. تنها آزارم! وبلاگ نویسی و فعالیت مدنی با اسم خودم و نه اسم مستعار بود... به اعتبار حافظه کوتاه مدتی که جامعه‌ی ایرانی از عوارض آن در طول تاریخ رنج برده است، باید همیشه خود را در معرض مرور گذشته قرار دهیم ...