«پس از پایان تاریخ (گفت‌وگو با فرانسیس فوکویاما)» [After the end of history : conversations with Francis Fukuyama] با ویرایش ماتیلد فستیگ [Mathilde C. Fasting] منتشر شد.

پس از پایان تاریخ (گفت‌وگو با فرانسیس فوکویاما)» [After the end of history : conversations with Francis Fukuyama]  ماتیلد فستیگ [Mathilde C. Fasting]

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «پس از پایان تاریخ (گفت‌وگو با فرانسیس فوکویاما)» از جدیدترین آثار منتشر شده توسط نشر روزنه است که محمدرضا فرهادی‌پور آن را ترجمه کرده است.

ماتیلد فستیگ (1965 - ) کارشناسی ارشد خود را در اقتصاد از دانشکده اقتصاد و مدیریت بازرگانی نروژ، لیسانس و فوق لیسانس خود را در تاریخ ایده ها از دانشگاه اسلو، و دکترای خود را در تاریخ اقتصادی ایده ها از دانشگاه ارفورت دریافت کرده است.

ناشر در معرفی این اثر او آورده است:

فرانسیس فوکویاما، دانشمند علوم سیاسی آمریکایی، سی سال قبل، پس از فروپاشی دیوار برلین و اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد در کتاب پایان تاریخ و انسان واپسین استدلال کرد که دیگر عصر توسعه ایدئولوژیک و سیاسی انسان به پایان رسیده و یگانه راه پیش روی بشر عبارت است از نظم دموکراسی لیبرال.
اما حالا سی سال بعد از پوپولیسم سر از دموکراسی‌های لیبرال درآورده است و از تعداد دموکراسی‌های در سراسر جهان کم می‌شود.
فوکویاما هم همراه با این تغییرات در استدلالش بازنگری کرده است. این گفت‌وگوهای مفصل، نظرات او را درباب موضوعات مختلف شامل هویت، دموکراسی لیبرال، اقتدارگرایی، مکتب شیکاگو در اقتصاد، نهادگرایی جدید و قدیم و نقد آنها، پوپولیسم چپ و راست و … نشان می‌دهد.

«پس از پایان تاریخ (گفت‌وگو با فرانسیس فوکویاما)» اثر ماتیلد فستیگ در 252 صفحه و قیمت 62 هزارتومان منتشر شده و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...