کتاب «کتاب چای» [The Book of Tea] نوشته کاکوزو اکاکورا [Okakura Kakuzō] به چاپ دوم رسید.

کتاب چای» [The Book of Tea] نوشته کاکوزو اکاکورا [Okakura Kakuzō]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از آنا، کتاب «کتاب چای» نوشته کاکوزو اکاکورا با ترجمه قدرت‌الله ذاکری که چاپ اول آن در سال ۱۳۹۶ منتشر شده بود از سوی انتشارات پرنده به چاپ دوم رسید.

این کتاب تصویری از ژاپن در شمایل کشوری فرهنگی و هنری در مقابل تصویر جنگجویی آن می‌سازد.

نویسنده سعی دارد تا از این طریق توجه و احترام جهانیان را به فرهنگ صلح‌طلبی و هنرهای کشورش جلب و در واقع نوعی دیپلماسی بر مبنای درک فرهنگی ایجاد کند. همین مسأله سبب شده تا بعد از گذشت بیش از صد سال از نگارش «کتاب چای»، بار دیگر این کتاب مورد توجه قرار گیرد، چراکه عصر حاضر بیش از هر زمانی نیاز به روابط سیاسی بر اساس درک‌ ارزش‌ها و فرهنگ متقابل دارد.

چاپ جدید «کتاب چای» در قطع رقعی با قیمت ۲۵ هزار تومان توسط انتشارات پرنده در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

[نسخه اصلی این کتاب به سال 1906 میلادی منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...