فراخوان تصویرگری از آثار مکتوب باستانی پاریزی با عنوان "از پاریز تا پاریس" منتشر شد.

تصویرگری آثار مکتوب محمد ابراهیم باستانی پاریزی موضوع نخستین دوره جایزه آینه دار دوران است که دی ماه هم زمان با زاد روز این استاد برگزیدگانش را می شناسد.

به گزارش ایرنا، "از پاریز تا پاریس" عنوان این جایزه است و بر اساس اعلام سید عباس دعایی مدیر جایزه آینه دار دوران، علاقمندان تا دوشنبه ٢٩ مهرماه فرصت دارند با ارائه آثار خود در این رویداد ملی شرکت کنند.

دعایی با بیان این نکته که "تنها اصل آثار، کار دست، پذیرفته می‌شوند" گفت: تکنیک و اندازه آثار آزاد است‌ و هر هنرمند می‌تواند از آثار استاد باستانی پاریزی یک تا سه اثر تصویرگری را به دفتر آینه دار دوران ارسال نماید.

او خاطر نشان کرد: آثار برگزیده در کتاب آینه دار دوران، از انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، به چاپ می‌رسند. همچنین هنرمند برتر امتیاز طراحی جلد کتاب آینه دار دوران را خواهد داشت و سه هنرمند برگزیده، از سوی موزه هنرهای معاصر، جهت سفر پژوهشی، به شهرک بین المللی هنر پاریس (سیته)، معرفی خواهند شد.

وی افزود  هنرمندان برگزیده، میهمان سفر به کرمان برای دیدار از میراث فرهنگی و زیبایی های این استان می‌شوند و نیز به هنرمندان برگزیده، پس از نمایش آثار در دانشگاه تهران، لوح تقدیر و گواهی همکاری اهدا می‌ شود.

دعایی خبر داد : آثار برگزیده در شهر پاریس در نمایشگاه ” آینه دار دوران ” به یاد استاد باستانی پاریزی با محوریت کتاب ” از پاریز تا پاریس”، نمایش داده می‌شوند و به هنرمندان شرکت کننده در نمایشگاه پاریس، گواهی شرکت در نمایشگاه اهدا می‌شود.

وی  در عین حال گفت با هدف راه اندازی یک گنجینه، آثار برگزیده پس از نمایش، برای ماندگاری و ایجاد نمایشگاه تصویرگری دائمی، برگردانده نمی‌شوند و در این مرکز فرهنگی، با عنوان هدیه ثبت و ماندگار خواهد شد همچون آثارهنری گروه تصویرگری شرکت کننده در دوره اردیبهشت ۹۵ که در قالب یک کتاب منتشر شد و تعدادی از اصل آثار به باغ موزه نگارستان دانشگاه تهران اهدا شد. "

محمدابراهیم باستانی پاریزی  تاریخ‌دان، نویسنده، پژوهشگر، شاعر، موسیقی‌پژوه و استاد دانشگاه تهران بود که در سال ۱۳۰۴ در  پاریز متولد شد و  در ۵ فروردین ۱۳۹۳ در تهران در گذشت.  

بر خلاف عمدهٔ کتاب‌های تاریخی که اغلب نثری سرد و سنگین دارند، بیشتر نوشته‌های تاریخی باستانی پاریزی پر از داستان‌ها و ضرب‌المثل‌ها و حکایات و اشعاری است که خواندن متن را برای خواننده آسان‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کند.

به علاوه کتاب‌های باستانی پاریزی معمولاً پاورقی‌های بسیار مفصلی دارند که گاهی از خود متن هم مفصل‌تر است.

وی در حوزه کرمان شناسی حدود ۱۶ جلد کتاب منتشر کرده است و همچنین کتاب های بسیاری در حوزهای پژوهشی و شعر از وی به جا مانده است.  

 سایت www.aynehdaran.com جهت ثبت نام افراد و آشنایی با آثار آقای باستانی پاریزی راه‌اندازی شده و علاقمندان می توانند اطلاعات تکمیلی آن را در آن بیابند.

مدیر مؤسسه «آینه‌داران دوران» در پایان ابراز امیدواری کرد این روند را سالانه با محوریت آثار یکی از بزرگان و فرهیختگان هنر ایران انجام دهند و آثار مکتوب فاخر عصر معاصر را از این طریق به متن جامعه آورند.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...