پنجمین شماره نشریه علمی - پژوهشی «ادبیات انقلاب اسلامی» (ویژه‌نامه نامه فرهنگستان) منتشر شد.

پنجمین شماره نشریه علمی - پژوهشی «ادبیات انقلاب اسلامی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این نشریه توسط گروه ادبیات انقلاب اسلامی فرهنگستان زبان و ادب فارسی و به‌منظور گسترش مباحث علمی و دانشگاهی در حوزه مطالعات ادبیات انقلاب اسلامی منتشر می‌شود.

در بخش «مقاله» این شماره از مجله «ادبیات انقلاب اسلامی» این مقالات درج شده است: «درون‌مایه و ویژگی‌های اشعار آیینی محمدحسین انصاری‌نژاد»، غلامعلی حداد عادل؛ «اعتبار راوی در خاطره (مطالعه موردی کتاب روزهای آخر نوشته احمد دهقان)»، محمدرضا ترکی، منوچهر اکبری، سمیه رشیدی؛ «متن پنهان شعر «همزاد عاشقان جهان (۳)» با تلفیق رویکرد بینامتنیت ژرار ژنت و مایکل ریفاتر»، علی سلطانی‌زاده، علی‌رضا اسدی، علی‌رضا شوهانی؛ ««خویشتن آرمانی» در سینما و شعر دفاع مقدس با تکیه بر فیلم «بادیگارد» و مجموعه‌شعر چمدان‌های قدیمی»، محمود حسن‌آبادی، مریم شعبان‌زاده، ساجده تقی‌زاده؛ «کشش روایی در دو کتاب دا و کوچه نقاش‌ها با تکیه بر عناصر لحن و تعلیق»، یعقوب زارع‌ندیکی؛ «تحلیل داستان فال خون داوود غفارزادگان از منظر سازوکارهای دفاعی»، افسانه شیرشاهی.

در بخش نقد و بررسی هم مقاله «پویه پایداری در بوته بررسی و نقد» نوشته فرزاد زیبایی به‌چشم می‌خورد.

سرمقاله این شماره از مجله «ادبیات انقلاب اسلامی» با عنوان «چیستی ادبیات پایداری» توسط محمدرضا ترکی، مدیر گروه ادبیات انقلاب اسلامی فرهنگستان و دبیر مجله نوشته شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...