«نامه‌های چخوف» شامل برگزیده‌ای از نامه‌های این نویسنده‌ به کوشش سهراب برازش منتشر می‌شود.

به گزارش ایسنا، این نامه‌های از میان شش جلد نامه‌های او انتخاب شده است و به گفته‌ی برازش، تاکنون نامه‌هایی از چخوف در ایران ترجمه و منتشر شده‌اند، اما 80 درصد نامه‌هایی که در این کتاب ترجمه شده است، تاکنون منتشر نشده‌اند.

آنتوان چخوف در حدود هشت‌هزار نامه داشته، که البته بر اساس برخی از نظرها، مجموعه‌ی کامل نامه‌های او به 10هزار عنوان می‌رسد.

در این نامه‌نگاری‌ها، دیدگاه‌های چخوف درباره‌ی اوضاع ادبی، اجتماعی و سیاسی کشورش بیان شده‌اند.

پیش از این با ترجمه‌ی ناهید کاشیچی، نامه‌های این نویسنده به همسر و برادرش و همچنین هنرمندان و نویسندگان از سوی نشر توس منتشر شده‌ بودند.

آنتون چخوف - داستان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس نام‌دار روسی - ژانویه‌ی 1860 متولد شد و در 15 جولای 1904 درگذشت.

چخوف بیش از 700 داستان کوتاه نوشته ‌است و از آثار مهم او به «سه خواهر»، «عمو وانیا»، «مرغ دریایی» و «دوئل» می‌توان اشاره کرد.

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...