کتاب «امپراتوری آمریکا و حمله به عراق» [الامبراطوریه الامریکیه والاغاره علی‌العراق] نوشته محمد حسنین هیکل [Mohamed Hassanein Heikal] با ترجمه حسین مهتدی از سوی مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی منتشر شد.

امپراتوری آمریکا و حمله به عراق» [الامبراطوریه الامریکیه والاغاره علی‌العراق] نوشته محمد حسنین هیکل [Mohamed Hassanein Heikal

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این کتاب در 9 فصل تنظیم شده است. مأموریت بررسی باطن آمریکا، امپراتوری به شیوه آمریکا، طوفان آمریکا، امپراتوری از تگزاس، مروری بر اسناد دولت بوش و تفکر آن، بررسی تصمیم کنونی آمریکا، سیاست‏مداران و ژنرال‌ها میان واشنگتن و بغداد، نقش نیروهای مسلح در سیاست آمریکا و تصمیم سیاسی آمریکا در زمان آینده عناوین فصل‌های کتاب را شامل می‌شود.

محمد حسنین هیکل، روزنامه‎‌نگار برجسته مصری در 23 سپتامبر 1923م، در روستای باسوس استان القلیوبیه مصر دیده به جهان گشود و در 7 فوریه 2016 م در سن 93 سالگی در مصر درگذشت.

وی یکی از روزنامه‎‌نگاران نامدار عرب در قرن بیستم است. او در 1942 م روزنامه‌‎نگاری را آغاز کرد و از 1957 م سردبیر روزنامه الأهرام بود تا اینکه انور سادات در 1974 م، پس از 17 سال فعالیت به‌عنوان سردبیر این روزنامه، او را برکنار کرد. هیکل در طول عمر خود، دوران دو پادشاه و 7 رئیس‌‏جمهور را تجربه کرد. او یکی از افراد بسیار نزدیک به جمال عبدالناصر و از مسائل پشت پرده، اقدام‌ها و تصمیم‌گیری‌های وی آگاه بود. او برای مدتی وزیر اطلاع‌رسانی مصر نیز بوده است.

طی دوره سردبیری هیکل، روزنامه الأهرام مصر توانست به‎‌عنوان یکی از 10 روزنامه برتر جهان مطرح شود. وی مجموعه مراکز تخصصی الأهرام را ایجاد کرد. این مراکز عبارت‌‎اند از: مرکز مطالعات سیاسی و راهبردی، مرکز مطالعات روزنامه‏‌نگاری، مرکز مستندسازی تاریخ معاصر مصر.

وی کتاب‌هایی متعدد به رشته تحریر درآورده است. یکی از این کتاب‌ها «الإمبراطوریة الأمریکیة والإغارة علی العراق» است که نویسنده، آن را در نه فصل نگاشته است. وی در این فصل‌ها به موضوع ماهیت و باطن آمریکا و مقایسه آن با دیگر امپراتوری‌ها می‌پردازد.

در ادامه، نویسنده به‌ شیوه تعامل امپراتوری آمریکا با دیگر کشورها، نقش نیروهای مسلح و گروه‌های پولی، صنعتی، نظامی و فکری تأثیرگذار بر قدرت تصمیم‌گیری دولت آمریکا اشاره می‌کند و در نهایت به تحلیل اهداف امپراتوری آمریکا در حمله به عراق می‌پردازد.

حسین مهتدی در مقدمه کتاب نوشته است: «رویدادهای این کتاب تا دوران ریاست‌جمهوری جرج بوش (پسر) را شامل می‌شود. از آنجا که اهداف حضور آمریکا در منطقه خاورمیانه و حمله به عراق از موضوع‌هایی است که همواره ذهن پژوهشگران عرصه سیاست خارجی و روابط بین‌الملل را به خود معطوف کرده است و تحلیل‌هایی متعدد دراین‌‌باره نوشته شده است؛ بنابراین شایسته بود تا دیدگاه روزنامه‌نگار و تحلیل‎گر مسائل سیاسی جهان عرب، محمد حسنین هیکل که در قالب کتاب «الإمبراطوریة الأمریکیة والإغارة علی العراق» آمده است برای علاقه‏‌مندان به عرصه دیپلماسی آورده شود.»

کتاب «امپراتوری آمریکا و حمله به عراق» نوشته محمد حسنین هیکل با ترجمه حسین مهتدی، دانشیار دانشگاه خلیج‌فارس از سوی مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...