کتاب «ازدواج کودکان (کنکاشی در صد سفرنامه دوران صفویه و قاجاریه)» به شناخت پدیده ازدواج کودکان با استفاده از منابع مکتوب تاریخی می‌پردازد.

ازدواج کودکان (کنکاشی در صد سفرنامه دوران صفویه و قاجاریه) عهدیه اسدپور

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ دوران کودکی نیز مانند «مفهوم کودکی» در طول تاریخ اغلب نادیده گرفته می‌شد. به رغم اهمیت اجتماعی‌ای که دوران کودکی برخوردار است، این دوران در علوم اجتماعی نیز زمانی، نمود چندانی نداشت.

تنها در دهه‌های اخیر است که توجه اندیشمندان روان‌شناس به ویژه روان‌شناسان رشد، انسان‌شناس و تاریخ دانان به کودکی جلب شده است. یکی از این مسائل مربوط به ازدواج است که از آن به عنوان «ازدواج کودکان» یاد می‌شود. کودکانی که در دنیای امروز با ازدواج پیش از موعد، به یکباره و به شکلی ناگهانی وارد دنیای بزرگسالی می‌شوند، با مسائل و مشکلاتی مواجه می‌شوند که شناخت این مسائل نیازمند مطالعات علمی دقیق و موشکافانه است.

با نگاهی کلی به گذشته، می‌توان دریافت که ازدواج و تشکیل خانواده، طی قرون متمادی یکی از ارزش‌های جامعه ایرانی بوده است؛ به گونه‌ای که چارچوب‌های ذهنی ایرانیان (اعم از آیین زرتشتی یا تفکر اسلامی) نه تنها به طور عمومی با آن منافات نداشته، بلکه از آن پشتیبانی نیز کرده است. اما پژوهش‌های مرتبط با تاریخ ازدواج در ایران، تاکنون عمدتا مسائلی چون نگاه‌های کلی به «ازدواج در ایران پیش از اسلام»، «نقش اسلام در بیان اهمیت نهاد خانواده» و به طور کلی به اثبات اهمیت ازدواج و تشکیل خانواده در جامعه ایرانی متمرکز بوده اند. لذا پژوهشی که به طور جداگانه به مسئله «سن ازدواج» و به گفتاری دقیق‌تر «ازدواج کودکان» در دوران گذشته بپردازد و ابعاد مختلف آن را مدنظر قرار داده باشد، وجود نداشت.

توصیف پدیده ازدواج در سنین پایین و تشریفات و مراسمات مرتبط با آن، نشان از اهمیت آن‌ها در ذهنیت این سفرنامه‌نویسان داشته که ناظر بر وجود کاستی‌های موجود در جامعه ایران آن دوران نیز بوده است. علاوه بر این، توصیف پدیده مذکور میزان شناخت و درک آنها از این پدیده را عیان می‌سازد. بدین ترتیب، آنان نه تنها اطلاعات مختلف درباره ایرانیان حتی براساس تفکیک‌های زندگی شهری، روستایی و عشایری یا بر مبنای ایرانی یا غیرایرانی بودن یا بر حسب تفاوت‌های مذهبی و قومی را مطرح ساخته‌اند، بلکه در مقام مقایسه برآمده و زندگی ایرانیان را با مردم کشورهای خودشان نیز مورد قیاس قرار داده‌اند.

این کتاب درصدد پاسخگویی به سوالاتی از این دست است: متون در دسترس نظیر سفرنامه‌ها در مورد جایگاه و سن ازدواج به ما چه می‌گویند؛ وضعیت واقعی سن ازدواج در ایران چگونه بوده است؛ آیا «ازدواج کودکان» ویژگی‌ای دیرینه در تاریخ و جامعه ایرانی بوده است؟ آیا ازدواج کودکان بخشی از تاریخ فرهنگی - اجتماعی ایران بوده؛ آیا ازدواج کودکان همواره به مثابه ویژگی‌ای فرهنگی مورد تأکید و سفارش بوده یا به مثابه «عملکرد» در رفتار مردم مشاهده می‌شده است؛ آیا به راستی ایران جامعه‌ای بود که ازدواج کودکان در آن امری رایج و عمومی محسوب می‌شد یا اینکه این امر فقط ساخته و پرداخته ذهن کسانی است که با استناد به برخی موارد عینی و تجربی، حکم به عمومیت ازدواج کودکان در ایران داده اند؛ علل زمینه‌ساز و پیامدهای ازدواج کودکان چه بوده است.

زنان قبل از ازدواج چه می‌کردند؟
یکی از عمد‌ترین دلایل رجوع زنان به سحر و جادو، بی‌سوادی زنان بود. دلیلی که مسافران خارجی نیز به درستی بر آن تاکید ورزیده‌اند. از جمله کلارا رایس در کتاب «زنان ایرانی»، زن ایرانی «از تحصیل بی‌بهره و غافل و ناآگاه است» و در این باره می‌نویسد: «خانم‌های ایرانی بسیار بی‌اطلاع هستند. رسم این است که به آن‌ها هیچ چیز حتی خواندن و خیاطی کردن آموخته نشود.»

به اعتقاد رایس تنها سه درصد زنان ایرانی باسواد بودند و بیشتر تحصیلات نیز به تحصیل قرآن کریم محدود می‌گشت. بر همین اساس چون «زن در این دوره آموزشی نمی‌دید، راهی که او برای مشکلات خود می‌جست و تنها مامنی که می‌توانست آزادانه مسائلش را مطرح کند و به آن‌ها نیز امیدوار باشد، پناه بردن به سحر و جادو و رمالان بود. در واقع زنان از این طریق، خود را از اضطراب‌هایی که جنبه روانی داشت می‌رهانیدند. در واقع هنگامی که به این واقعیت توجه کامل شود که زنان ایرانی سواد علمی کمی داشتند و بیشتر سوادشان به سواد قرآنی به عنوان آموزشی تک بعدی منحصر بود، باید قاطعانه گفت که این نظر مسافران غالبا زنان بودند که به سراغ جادو و ... می‌رفتند کاملا صحیح به نظر می‌رسد.»

نگاهی به مشکلات چند همسری
موضوع دیگری که در کتاب به آن پرداخته شده، رواج پدیده چند همسری است و به اعتقاد نویسنده غالب سیاحان خارجی بدان اذعان کرده‌اند. مولف در این باره می‌گوید: «دروویل بر این باور بود که مردان ایرانی مانند مشرق زمینی‌ها تا اندازه‌ای که قدرت مهریه دادن و نگاه‌داری از زن را داشته باشند همسر اختیار می‌کنند. تعدد زوجات، برابر سرمشق پیامبر اسلام و آنچه برای پیروانش تجویز کرد، هنوز بخشی از مسائل اجتماعی ایران و سایر سرزمین‌های اسلامی محسوب می‌شود. زنان مردانی که دو یا بیشتر زن دارند، همواره در رقابت با هووی خود برای جلب رضایت همسر به جادو و طلسم روی می‌آورند. بابن و هوسه اذعان داشتند که زنان انواع طلسمات را به گردن خود آویزان می‌کردند که پاره‌ای از آن‌ها برای رفع شر رقیب و حسود بود.»

کتاب «ازدواج کودکان (کنکاشی در صد سفرنامه دوران صفویه و قاجاریه)» نوشته عهدیه اسدپور در 405 صفحه از سوی نشر علم به بهای 72 هزار و پانصد تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...