کتاب «ایران و همسایگانش؛ روابط دیپلماتیک ایران با بریتانیا و ترکیه و روسیه (۱۸۳۰_۱۸۱۵)» نوشته فریدون آدمیت با ترجمه شفق سعد توسط نشر نو راهی بازار نشر شد.

ایران و همسایگانش؛ روابط دیپلماتیک ایران با بریتانیا و ترکیه و روسیه (۱۸۳۰_۱۸۱۵)» نوشته فریدون آدمیت

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، فریدون آدمیت نویسنده این‌کتاب، متولد ۱۲۹۹ و درگذشته به‌سال ۱۳۸۷ به‌عنوان تاریخ‌نگاری شناخته‌شده معروف استکه تاریخ را یک‌رشته تخصصی و تحلیلی می‌دانست و این‌دیدگاه را هم ترویج می‌کرد. او در سال ۱۳۱۹، زمانی که هنوز دانشجو بود، به استخدام وزارت امور خارجه ایران درآمد. سال ۱۳۲۱ از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد و رساله کارشناسی‌اش، پایه و اساس نخستین و پرآوازه‌ترین کتابش یعنی «امیرکبیر و ایران» شد. در برهه بعدی زندگی، آدمیت به سفارت ایران در لندن اعزام شد و همزمان با کار در پست دبیری سفارت ایران، در مدرسه علوم اقتصادی و سیاسی لندن تحصیل کرد و مدرک دکترا گرفت. کتاب «ایران و همسایگانش» ترجمه فارسی رساله دکترای اوست.

مولف در این‌کتاب، تلاش کرده در این اثر تلاش شده تا روابط دیپلماتیک ایران را در سال‌هایی بررسی کند که تسلط سیاسی، اقتصادی و استراتژیک روسیه در شمال، و برتری بریتانیا در جنوب ایران تثبیت شده بود و گشایشی در امر خاتمه به مشاجرات طولانی‌مدت بین ترکیه و ایران به چشم آمد. بازه زمانی مورد نظر آدمیت هم در این‌بررسی، بازه پانزده‌ساله ۱۸۱۵ تا ۱۸۳۰ است که در تاریخ ایران اهمیت دارد. در آن‌سال‌ها روسیه برای گسترش سلطه خود بر قفقاز و این سوی رود ارس تلاش می‌کرد، بریتانیا دنبال برتری در خلیج فارس بود و ایران در آخرین نبردهای ازپیش‌باخته برای تأمین منافع خود دست و پا می‌زد.

علت آن‌که آدمیت برهه زمانی مورد اشاره را مورد بررسی قرار داده، این است که با وجود اهمیت تاریخی این‌مقطع، تحقیقات علمی از دیدگاه تاریخ دیپلماسی به‌ندرت درباره آن انجام شده‌اند. او می‌گوید عهدنامه شیراز، که در رابطه با مسأله جزیره بحرین اهمیتی فراوان دارد، در آثار هیچ‌یک از مؤلفان معاصر یا آثار جنبی مورد توجه قرار نگرفته؛ هرچند دیپلماسی بریتانیا در مورد بحرین از همان زمان دچار تحول شد و این سیاست هنوز هم باعث مناقشه مستمر ایران و انگلستان بوده است.

دهه سوم قرن نوزدهم شاهد تغییرات بنیادین در وضعیت قفقاز و دریای خزر و خلیج فارس بود، که هریک به‌ترتیب تبدیل به استانی از روسیه، دریاچه‌ای در تملّک روسیه و دریایی تحت سلطه بریتانیا شدند. به‌علاوه، در آن دورهٔ زمانی رقابت ایران و ترکیه برای آخرین بار به برخورد نظامی انجامید و سپس نخستین تلاش‌ها برای حل علل درگیری‌های مکرر سابق صورت گرفت که باعث شد مرحله‌ای جدید در روابط بین دو همسایه بر اساس تفاهم بیشتر آغاز شود؛ دورانی که ژئوپلتیک منطقه شکل گرفت و تأثیراتش تا امروز قابل مشاهده‌اند.

فریدون آدمیت برای نوشتن این‌پایان‌نامه و سپس کتاب، از منابع دست‌اول بایگانی‌های ایران و خارج از ایران استفاده کرده است. او در این‌راه، اسناد را به ترتیب اهمیت دسته‌بندی کرده است.

«ایران و همسایگانش» ۴ بخش اصلی دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از: «بخش اول»، «بخش دوم: روابط ایران_روسیه»، «بخش سوم: روابط ایران_ترکیه» و «بخش چهارم: خلیج‌فارس در روابط ایران_بریتانیا».

بخش اول کتاب خود دربرگیرنده دو زیرفصل «مقدمات» و «سازوکار سیاست خارجی ایران» است. پس از بخش چهارم هم بخش «ضمایم» درج شده‌ که ۴ ضمیمه را شامل می‌شود: «نامه ویلیامز وین به جورج کنینگ»، «پاسخ کنینگ به وین»، «اولتیماتوم دولت روس که به قائم مقام تسلیم شد» و «قرارداد شیراز».

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

میرزاعبدالوهاب، که به واقع وزیر امور خارجه بود، یادداشتی برای کاردار بریتانیا فرستاد که در آن بازگشت سپاهیان ایران اعلام شده، ریشه اختلافات بررسی شده،‌ و تمایلی جدی برای احیای صلح با محکم‌ترین و بی‌شائبه‌ترین لحن ابراز شده بود.
پر واضح است که حکومت ایران جدا خواهان صلح بود. سابقه آن ذهنیت به زمانی باز می‌گردد که ژنرال یرمولوف به عباس‌میرزا چنین فهماند که روسیه راغب نیست که با ایران علیه ترکیه اتحادی تهاجمی تشکیل دهد. آن چشم‌انداز را در نهایت موزارویچ به نایب‌السلطنه نشان داد. نایب‌السلطنه پس از آنکه تمام امیدهای خود را در مورد عقد اتحاد تهاجمی با روسیه کنار گذاشت، به‌طور جدی همه همّ و غمّ خود را معطوف به صلح با ترکیه کرد. در ضمن یک علت جنبی دیگر هم وجود داشت که در نتیجه قطع رابطه بین دو کشور، بازرگانی با ترکیه به کلی متوقف شده و در نتیجه درآمد ایالت آذربایجان تا حد زیادی کاهش یافته بود.

این‌کتاب با ۳۲۳ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۲۹۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...