مجموعه داستان «اتهام»[The accusation : forbidden stories from inside North Korea] نوشته بندی[Bandi] با ترجمه مسعودیوسف حصیرچین منتشر شد.

«اتهام»[The accusation : forbidden stories from inside North Korea] نوشته بندی[Bandi
به گزارش ایسنا، این کتاب که مجموعه‌ای از داستان‌های کره شمالی است در ۲۳۹ صفحه با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و قیمت ۲۵ هزار تومان توسط نشر ققنوس منتشر شده است. 

«اتهام» نخستین اثر ادبی مستقل است که در کره شمالی نوشته شده و خود را به خارج از مرزهای این کشور رسانده. بازتاب انتشار این کتاب در سرتاسر جهان چنان بوده که موجب شده مارگارت اتوود، نویسنده مشهور کانادایی نیز خواندن این کتاب را توصیه کند: 

«اتهام» مجموعه داستانی است که ارسال غیرقانونی‌اش به خارج از مرزهای کره شمالی خطرات فراوانی برای نویسنده و کسانی که او را در این کار یاری کرده‌اند در پی داشته. «بَندی» نامی مستعار است به معنای کرم شب‌تاب، انگار نویسنده خود را کورسوی نوری دانسته در اعماق تاریکی. این داستان‌ها زندگی در دیکتاتوری تمامیت‌خواهی را توصیف می‌کنند که در آن دولت مرکزی همه چیز را در اختیار دارد، از جمله نوشتن و خواندن را؛ کشوری که جامعه‌اش مملو از جاسوسانی است که پیش پا افتاده‌ترین خطاها را گزارش می‌دهند؛ بیش از حد کار می‌کنند و درباره وضعیت کشور دروغ می‌شنوند. این کتاب بر ارزش جامعه باز تاکید می‌کند، جامعه‌ای که صداهای مختلفی در آن به گوش می‌رسد_نه فقط یک صدای اقتدارگرا.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...