مجموعه داستان «اتهام»[The accusation : forbidden stories from inside North Korea] نوشته بندی[Bandi] با ترجمه مسعودیوسف حصیرچین منتشر شد.

«اتهام»[The accusation : forbidden stories from inside North Korea] نوشته بندی[Bandi
به گزارش ایسنا، این کتاب که مجموعه‌ای از داستان‌های کره شمالی است در ۲۳۹ صفحه با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و قیمت ۲۵ هزار تومان توسط نشر ققنوس منتشر شده است. 

«اتهام» نخستین اثر ادبی مستقل است که در کره شمالی نوشته شده و خود را به خارج از مرزهای این کشور رسانده. بازتاب انتشار این کتاب در سرتاسر جهان چنان بوده که موجب شده مارگارت اتوود، نویسنده مشهور کانادایی نیز خواندن این کتاب را توصیه کند: 

«اتهام» مجموعه داستانی است که ارسال غیرقانونی‌اش به خارج از مرزهای کره شمالی خطرات فراوانی برای نویسنده و کسانی که او را در این کار یاری کرده‌اند در پی داشته. «بَندی» نامی مستعار است به معنای کرم شب‌تاب، انگار نویسنده خود را کورسوی نوری دانسته در اعماق تاریکی. این داستان‌ها زندگی در دیکتاتوری تمامیت‌خواهی را توصیف می‌کنند که در آن دولت مرکزی همه چیز را در اختیار دارد، از جمله نوشتن و خواندن را؛ کشوری که جامعه‌اش مملو از جاسوسانی است که پیش پا افتاده‌ترین خطاها را گزارش می‌دهند؛ بیش از حد کار می‌کنند و درباره وضعیت کشور دروغ می‌شنوند. این کتاب بر ارزش جامعه باز تاکید می‌کند، جامعه‌ای که صداهای مختلفی در آن به گوش می‌رسد_نه فقط یک صدای اقتدارگرا.

................ هر روز با کتاب ...............

پیش از بوکر او هرگز نتوانسته بود صرفا از طریق داستان‌هایش مخارج زندگیش را تامین کند... تنها در بریتانیا ۸۰۰ هزار نسخه فروخته... برنده شدن در این جایزه به یک نوع «تاج‌گذاری» تبدیل شده است... هر سال مجموعه جدیدی از داوران انتخاب می‌شوند... برخی از ناشران نیز رزومه داوران را موشکافی می‌کنند و آثار پیشنهادی را مطابق سلیقه آنها ارائه می‌دهند... برنده شدن بسیاری را تبدیل به نویسندگانی مضطرب می‌کند ...
حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...