"جی. کی. رولینگ" - خالق هری‌ پاتر - اولین کتاب جدیدش را بعد از پایان هفت‌گانه‌ی هری ‌پاتر نوشت. 

کتاب جدید "رولینگ" که شامل پنج داستان است، "داستان‌های بیدل شاعر" (The Tales Of Beedle The Bard) نام دارد و نکته‌ی عجیب درباره‌ی آن، شمارگان محدودش است. این کتاب تنها در هفت نسخه منتشر می‌شود، که شش نسخه‌ی آن در اختیار افرادی قرار خواهد گرفت که در انتشار کتاب‌های هری‌ پاتر مشارکت داشته‌اند و نسخه‌ی هفتم آن نیز به مزایده گذاشته خواهد شد.

به گزارش ایسنا به نقل از بی.بی.سی، این کتاب متشکل از پنج داستان تخیلی جادویی است که معلم فنون جادوگری یعنی "آلبوس دامبلدور" در هفتمین کتاب هری‌ پاتر، "قدیسان مرگ‌بار"، به دوست هری - "هرمیون گرنجر" - می‌آموزد.

یکی از این داستان‌ها که تشریح موضوعات کتاب هفتم است، در "قدیسان مرگ‌بار" آمده است؛ اما چهار داستان دیگر برای اولین‌بار در "داستان‌های بیدل شاعر" نوشته شده‌اند. تمامی هفت نسخه‌ی این کتاب، دست‌نوشته‌ی "رولینگ" است، که بر روی کاغذ پوستی شفاف با صحافی چرم و پوشیده ‌شده با نقره و جواهرات است.

رولینگ در این‌باره گفت: «نوشتن این کتاب کمکم کرد تا به یاد مفاهیم آخرین کتاب هری ‌پاتر بیافتم. این مانند برخاستن از یک شیرجه‌ی عمیق است. این کتاب درباره‌ی هری،‌ رون یا هرمیون نیست؛ اما نشأت‌گرفته از آن جهان است.» او پایان یافتن داستان‌های هری‌ پاتر را بسیار غمناک دانست اما اظهار کرد: «این‌که می‌تواند درباره‌ی چیز دیگری بنویسد، جالب خواهد بود.»

این نویسنده‌ی انگلیسی همچنین اعلام کرد، در حال نوشتن یک کتاب نیمه‌تمام برای کودکان است که احتمالاً اثر بعدی‌اش خواهد بود.

هفتمین نسخه از کتاب "داستان‌های بیدل شاعر" قرار است روز 13 دسامبر در حراجی "ساتبی" لندن به مزایده گذاشته شود. پیش‌بینی شده است بیش از 100هزار دلار برای‌ این کتاب قیمت‌گذاری شود.

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...