کتاب «نهادینه‌های اساطیری در شاهنامه فردوسی» نوشته مهوش واحددوست توسط انتشارات سروش به چاپ سوم رسید.

نهادینه‌های اساطیری در شاهنامه فردوسی مهوش واحددوس

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نویسنده کتاب «نهادینه‌های اساطیری در شاهنامه فردوسی» معتقد است شاهنامه فردوسی دارای ژرف‌ساخت و روساخت است؛ ساختار و لایه‌های بیرونی آن معنا و محتوا و شگردهای ادبی و هنری و شیوه‌ها و فنون داستان‌پردازی است، و ژرف‌ساخت آن تار و پود اساطیری این کتاب است.

کتاب حاضر به‌عنوان کتاب مرجع در حد توان می‌کوشد خواننده را با ژرف‌ساخت شاهنامه آشنا کند، که مطالب آن، با اساطیر ایران آغاز می‌شود و سپس به اسطوره‌شناسی شاهنامه می‌رسد.

در ادامه مباحث ویژه‌تر و تخصصی‌تر می‌شوند. به‌این‌ترتیب بن‌مایه‌های اساطیری در شاهنامه به این‌ترتیب بررسی می‌شوند: ۱. آفرینش؛ ۲. چهره‌های نمادین (بن‌مایه‌های شاه و قهرمان)؛ ۳. بن‌مایه موجودات اساطیری (موجودات فراطبیعی، جانوران)؛ ۴. بن‌مایه‌های طبیعت (گیاه‌ها و رستنی‌ها، آب، آتش)؛ ۵. بن‌مایه جا و مکان؛ ۶. بن‌مایه ابزارها و چیزهای شگفت و اساطیری و ۷. بن‌مایه باورها و آئین‌های اسطیری.

چاپ سوم این‌کتاب با ۵۰۹ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۸۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...