کتاب «زبان غزل: تحلیل زبان غنایی غزلیات سعدی و حافظ بر بنیاد نظریه ساخت‌گرایی» نوشته پونه ناشر توسط انتشارات روشن‌اندیشان منتشر و راهی بازار نشر شد.

زبان غزل: تحلیل زبان غنایی غزلیات سعدی و حافظ بر بنیاد نظریه ساخت‌گرایی» نوشته پونه ناشر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مولف این‌کتاب معتقد است بلندای اندیشه و زیبایی کلام سعدی و حافظ آن‌قدر وسوسه‌برانگیز است که جذابیت آن تنها شامل حال علاقه‌مندان به ادبیات نمی‌شود. طوری که می‌توان گفت کمتر کسی است که با اشعار این بزرگان مأنوس یا آشنا نباشد. او در کتاب پیش‌رو تلاش کرده بر مبنای نظریه ساخت‌گرایی و شیوه‌های نظری مخاطب‌محور زیبایی این اشعار را بیشتر به خواننده بنماید.

پونه ناشر می‌گوید در حقیقت، تحلیل زبان غنایی رهیافتی به ادبیات غنایی است که به بررسی ارتباط صورت و معنا در این گونه آثار می‌‏پردازد. کتاب «زبان غزل» در پی آن است که با به‌کارگیری اصولی از نظریه ساخت‏گرا که قابل انطباق بر ساختار زبان فارسی باشد، الگویی تحلیلی فراهم آورد تا بتوان به کمک آن متون شعری غنایی را تحلیل و تفسیر کرد. زبان‌‏شناسان مکتب ساخت‏‌گرایی معتقدند که زبان را می‌‏توان، مانند هر پدیده فیزیکی دیگر، با روشی علمی مطالعه کرد، اما به مرور متوجه شدند نمی‌‏توان از جنبه هنری زبان غفلت کرد. بنابراین ترجیح دادند داده‏‌های فراهم‌‏آمده را در قالب مؤلفه‌‏های آوایی، نحوی و معنایی بررسی کنند.

تحلیل زبان شعر غنایی حافظ و سعدی در سطح آوایی با بررسی عناصری چون وزن و تکرارهای آوایی کامل و ناقص در میان یک صورت زبانی، و در صورت زبانی آغاز و حوزه معنا، با بررسی دو سطح معناساز واژگان، و صور خیال (بلاغت) و در حوزه نحو با بررسی ساختار نحوی و نشانه‌‏های زبانی که عاطفه‌‏محورند، از جمله موضوعاتی هستند که در کتاب «زبان غزل» به آن‌ها پرداخته شده است. به این‌ترتیب نویسنده اثر، با واکاوی گزیده‌غزل‌های حافظ و سعدی به‌عنوان نمونه‌های شعر غنایی، تلاش کرده موارد مثالی را پیش روی مخاطبش بگذارد که در تحلیل زبان شعر غنایی مفید باشد.

این‌کتاب با ۳۰۴ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۶۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...