«چکامه‌های مُتَنَبّی»  [Poems of Al - Mutanabbi] توسط نشر هرمس تجدید چاپ شد.

چکامه‌های متنبی»  [Poems of Al - Mutanabbi]

به گزارش کتاب نیوز، «چکامه‌های مُتَنَبّی» مجموعه‌ای منتخب از شعرهای ابوطیب مُتَنَبّی با ترجمه موسی اسوار به فارسی و ای جی آربری به انگلیسی به چاپ رسیده است.

ابوطیب مُتَنَبّی ادیب و شاعر برجستهٔ عرب در سدهٔ چهارم هجری قمری بود. او از بزرگترین شاعران تمام طول تاریخ عرب بوده و آوازهٔ هیچ شاعری از شاعران عرب به پای شهرت او، چه در زمان حیات وی و چه پس از مرگ او، نرسیده است.

ناشر در معرفی این اثر آورده است:

این کتاب مجموعه‌ای منتخب از شعرهای متنبی است که به همت و تشخیصِ خاورشناس معروف آرثر جان آربری برگزیده و نخست بار در ۱۹۶۷ با ترجمهٔ انگلیسیِ او در انتشارات دانشگاه کمبریج منتشر شده است. در گزینش شعرها علاوه بر جنبه‌های هنری و بلاغی و اشتهار قصاید و پاره‌ها، به ترتیبْ ناظر به مراحل گوناگونِ حیات شاعر و تحولاتی است که او از جوانی تا واپسین ایام عمر به خود دیده است. اشعار این کتاب به سه زبان عربی، فارسی و انگلیسی آورده شده‌اند.

موسی اَسوار مترجم ایرانی و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. او آثار برخی از شاعران و نویسندگان عرب مانند محمود درویش، نزار قبانی و جبران خلیل جبران را به فارسی ترجمه کرده‌است.

نشر هرمس کتاب «چکامه های متنبی» را در 299 صفحه و به سال 1384 منتشر کرده بود و اکنون با قیمت 95 هزارتومان بازنشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...