مجموعه شعر «ترانه‌های وطن و تبعید» در دو جلد با گردآوری موسی بیدج در انتشارات سوره‌مهر به چاپ رسید.

ترانه‌های وطن و تبعید

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ «ترانه‌های وطن و تبعید» در برگیرنده سروده‌هایی از نام‌آوران شعر فلسطین است که ترانه‌های خود را در وطن و در تبعید سروده‌اند. این شاعران تمام عمر خود را در بازسرایی آرمان خود و مردمشان سپری کردند.

بیدج در مقدمه کتاب آورده است که «از شعر فلسطین، تا کنون، به ترجمه آثار دو شاعر به نام‌های محمود درویش و معین بسیسو بسنده شده است و از دیگر شاعران پرآوازه این دیار جز ترجمه‌هایی پراکنده در دست نیست» در جلد اول این مجموعه پنج دفتر شعر از «عزالدین المناصره»، «معین بسیسو»، «محمود درویش»، «سمیح القاسم» و «توفیق زیاد» به چاپ رسیده است. در جلد دوم نیز پنج دفتر شعر از «موسی حوامده»، «فدوی طوقان»، «احمد دخبور»، «محمدعلی شمس‌الدین» و «محمد القیسی» گنجانده شده است. در ابتدای هر دفتر شعر، معرفی جامعی از شاعر و شرح گفت‌وگوی آن‌ها با منابع گوناگون آورده شده است.

علاقه‌مندان به ادبیات جهان، دوستداران شعر پایداری، اساتید و دانش‌پژوهانی که به کار نقد و بررسی و ادبیات تطبیقی اشتغال دارند، از مخاطبان اصلی کتاب خواهند بود.

در شعری از «سمیح القاسم» می‌خوانیم:

میان من و تو
دو قطره اشک
و شعری تبعیدی‌‌ست
و خون ماسنبله‌وار
بر کشتزاران نقش شده است
ای فرزند مدارهای دور دست
ای داماد بادام و لیمو
مدار درونی‌ات بر چه منوال
عروس سپید تو در چه حال است
و حال و هوای تو
در تبعید دور دست؟

«ترانه‌های وطن و تبعید» در دو جلد با 1025 صفحه و به قیمت 990هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...