مجموعه اشعار طنز ابوالفضل زرویی نصرآباد با عنوان «رفوزه‌ها» در بیست و چهارمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در غرفه انتشارات کتاب نیستان عرضه می‌شود. این مجموعه تمامی اشعار طنز این شاعر را در قالب‌ها و موضوعات مختلف در برمی‌گیرد.

سیدمظفر شجاعی، قائم مقام مسوول انتشارات کتاب نیستان، در گفت‌و‌گو با ایبنا گفت: «رفوزه‌ها» دربرگیرنده تمامی اشعار زرویی نصرآباد است که پیش‌تر در کتاب‌ها و نشریات مختلف مانند «گل‌آقا» یا «اخوانیات» به چاپ رسیده‌اند.

وی در ادامه توضیح داد: این اشعار در قالب‌های مختلفی چون شعرنو، قصیده، قطعه و دوبیتی سروده شده‌اند. همچنین موضوعات متنوع اجتماعی و طنزهای ادبی را شامل می‌شوند.

شجاعی افزود: گاهی زرویی نصرآباد براساس سبک شعری شاعران مختلف یا سروده مشهوری از آن‌ها شعری در قالب طنز سروده است. اغلب طنزهای ادبی او از این دست هستند.

وی در ادامه درباره حضور دیگر آثار شعر انتشارات کتاب نیستان در نمایشگاه اظهار داشت: علاوه بر ارائه چاپ نخست کتاب «مبتلای اقیانوس» سروده امیرحسین مدرس، تجدید چاپ دو مجموعه غزل قربان ولیئی نیز ارائه می‌شود.

قائم مقام مسوول انتشارات کتاب نیستان در پایان یادآور شد: «باید نوشت نام تو را با پرنده‌ها» و «ت‍رن‍م‌ داوودی‌ س‍ک‍وت‌» عنوان این دو مجموعه هستند که به ترتیب چاپ دوم و سوم آن‌ها در نمایشگاه ارائه می‌شود.

مجموعه شعر «رفوزه‌ها» در 518 صفحه، توسط انتشارات کتاب نیستان منتشر و در نمایشگاه بین‌المللی کتاب امسال ارائه می‌شود.

ابوالفضل زرویی نصرآباد، شاعر، نویسنده و طنزپرداز، متولد 15 اردیبهشت 1348 است. وی تاکنون با نشریاتی چون همشهری، گل‌آقا، جام جم، انتخاب، زن، ایرانیان، مهرو کیهان ورزشی همکاری داشته است.

دو کتاب «تذکرة‌المقامات»، «افسانه‌‌های امروزی» و همچنین نخستین «وقایع‌نامه طنز ایران»(کار مشترک او و همسرش فریبا فرشادمهر) از جمله آثار منتشرشده این شاعر هستند.

روایت عریان رویارویی صدر است با مرگ... پیش از این با ایستادن در بالکن خانه مهرناز به دریا خیره می‌شدی، نفس‌های عمیق می‌کشیدی و از تماشای پهنه بی‌کرانش لذت می‌بردی. اما حالا بی‌تفاوت شده‌ای. نه به‌درستی طلوع خورشید را می‌بینی و نه غروبش را... خودنمایی یک تنهایی تمام‌نشدنی... زمان در تمام کتاب کند و سنگین می‌گذرد و می‌تواند مخاطب را در تجربه لحظات بحرانی با نویسنده همراه کند... حالا در لحظات مرگ سرخوشانه به زندگی آری می‌گوید ...
جستجوی یک دوچرخه‌ی دزدیده‌شده بهانه‌ای به دست نویسنده می‌دهد تا از بیکاری در کشوری سخن گوید که نیم قرن است از این درد رنج می‌کشد... در این رهگذر، محله‌های فقیر و مردمان آن توصیف شده‌اند: دزدان و همدستان آنها، روسپیان و پااندازان، و تاجران مشکوک... شخصیت اصلی داستان سعی می‌کند که پلیس را درگیر این داستان کند، اما کاملاً شکست می‌خورد... با وساطت روسپی می‌تواند دوچرخه‌اش را دوباره از دزد خریداری کند ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...