حافظ بدون نقاب! | الف


تاریخ و فرهنگ غنی ایران زمین شاعران بزرگ به خود فراوان دیده است، اما بی‌گمان انس و الفتی که با حافظ شیرازی و دیوان اشعارش وجود داشته در میان ایرانیان یگانه و بی‌مانند بوده است. تا بدان پایه که در خلوت ایشان راه یافته و ورد زبانشان بوده و به گاهِ تردید، با تفأل راهنمای ایشان بوده است.

با این همه به دلیل قلت منابع درباره زندگی و احوال حافظ، اگرچه با انبوهی از شرح و تفسیر درباره شعر و اندیشه حافظ روبرو بوده ایم اما این ماجرا چیزی همچون حکایت هرکسی از ظن خود شد یار من بوده است. از این سبب میان حافظ از نگاه احمد شاملو تا حافظ از نگاه استاد مطهری فاصله از زمین تا آسمان است که این البته نه تنها ناشی از قلت منابع که به سبب کثرت معانی اشعار اوست. این ویژگی منحصر به فرد که باریک ترین مضامین و وسیع ترین معانی را در ابیاتی گنجانده که از نقش و نگار صنایع لفظی و معنوی بهره به کمال دارد، با این حال برای هرکس با هر سطح از سواد، به یک معنی قابل فهم است.

محمد استعلامی حافظ به گفته‌ی حافظ

اگرچه در میان اشعار حافظ هم قصیده می‌توان یافت و هم چند منظومه، رباعی و قطعه اما شهرت حافظ بر غزلسرایی اوست که بی‌همتاست و نقطه اوج غزل فارسی به شمار می‌آید درکنار زیبایی غزلیات و سبک منحصر به فرد حافظ باید از مفاهیم و ارزش های اخلاقی و انسانی آثار او به عنوان یکی از مهمترین دلایل انس عموم فارسی زبانان با شعر حافظ یاد کرد. شعری که محتوایش را رندانه دانسته اند، در بیزاری از نیرنگ و ریا، ستایش از عشق و مستی (راستی) و...

چنان که سخن رفت در تفسیر اشعار حافظ، درک و جهان‌بینی مخاطب نقشی تعیین کننده دارد. از این جهت پر بیراه نیست که هرکس با غور در جان و جهان اشعار او باید حافظ خویش دریابد. در شناخت حافظ کتابهای گوناگون نوشته شده است؛ اما یکی از بهترین و البته بی‌طرفانه‌ترین کتابهایی که درباره زندگی، شعر و اندیشه حافظ نوشته شده است، کتابی است به قلم دکتر محمد استعلامی با عنوان «حافظ به گفته‌ی حافظ» که در واقع کوششی است برای یک شناخت منطقی از حافظ که به تازگی توسط نشر فرهنگ معاصر در هیأتی مقبول به بازار آمده است.

دکتر محمد استعلامی درباره ایده شکل گیری کتاب حاضر در مقدمه کوتاه کتاب چنین نوشته است: «یک سال پیش، به پیشنهاد تنى چند از دوستان صاحب‌دل و صاحب‌نظر، به‌عهده گرفتم که کتابى فشرده و قابل استفاده براى همه و همراه با واقع‌نگرى درباره حافظ بنویسم. پیش از آن در درس حافظ تمام غزل‌هاى حافظ را به زبانى ساده درس داده، و با چهار مقدمه کلیدى یک زیرساخت ذهنى براى فهم کلام حافظ فراهم کرده بودم. اما درس حافظ با حجمى بیش از هزار و سیصد صفحه، بیشتر به صورت یک مرجع، مى‌توانست در کنار دست دانشجویان و مدرسان دیوان حافظ قرار گیرد و همه دوستداران حافظ فرصت خواندن تمام آن را نداشتند. جواب مثبت من به پیشنهاد دوستان، با توجه به نیاز خوانندگانى بود که مى‌خواهند در زمانى کوتاه، سیرى در دنیاى بى‌کرانه حافظ داشته باشند.»

«حافظ به گفته حافظ» همان کتاب فشره و قابل استفاده‌ای است که می‌تواند، مدخل ورودی باشد برای سیر و سفر در این دریای بی‌کران. کتابی که به زبانی روشن، بیانی دقیق و البته پرداختی موجز نوشته شده است و صرف نظر از حجم مختصر آن، چنان روان و خوشخوان است که می‌تواند هر علاقمند کتابی را به شیراز قرن هشتم هجری دعوت کند.

«حافظ به گفته حافظ» را دکتر استعلامی در قالب پنج فصل به گونه ای مختصر و مفید را تدارک دیده است، در فصل نخست از شیراز عصر حافظ آغاز می کند و از اوضاع احوال سیاسی و اجتماعی آن روزگار می‌نویسد. درک زمانه حافظ نقشی مهم در فهم اندیشه حافظ دارد، روزگاری که حقیقت دیانت متروک، و بازار ریا و دروغ مقبول بوده است. ایمان و آزادگی پایمال می‌شده اما روحانی و حاکم غمی به خود راه نمی داده اند. البته نویسنده نشان می دهد که این بی سامانی خاص شیراز نبوده و در دیگر ولایات نیز ماجرا همین بوده است.

با اینکه درباره زندگی شخصی حافظ دانسته‌های قطعی فراوان نیست، اما در فصل دوم کتاب نویسنده به قدر امکان کوشیده تصویر مقرون به واقعیت و یقین بدست دهد، هم با ارجاع بر گفته های خود حافظ در اشعارش و هم به مدد منابعی همچون «از کوچه رندان» زرین کوب، «نقشی از حافظ» دشتی و....

دو فصل بعدی کتاب به ذهن و اندیشه حافظ و نیز درک منطقی اشعار حافظ اختصاص یافته است. در فصل سوم نویسنده کتاب سعی براین داشته با نگاهی بی طرفانه به ابهام زدایی در اندیشه و نگاه حافظ به دین زندگی بپردازد که مراد حافظ از این همه پرداختن به می، مستی ، خرابات، ساقی و خلاصه انواع و اقسام عیش و نوش که در اشعارش اشاره کرده چه بوده است؟

و البته او نیز براین باور است که تظاهر حافظ به رندی و میخوارگی و سر جنگ داشتن با زاهدان دنیاپرست ِ اهل ریا را باید نشانه‌ای از بریدن او از دین داری و پرهیزگاری دانست. استعلامی همچنین در فصل چهارم می‌خواهد بستری را فراهم آورد که خواننده کتاب با درک تفسیر های سهل انگارانه که به مسخ کلام حافظ می انجامند، معیار و میزانی برای درک منطقی کلام حافظ فراهم سازد.

پایان بخش کتاب فصلی است مفید، برای آن دسته از خوانندگان که قصد دارند بیشتر درباره حافظ و حافظ پژوهی بخوانند. در این فصل با عنوان حافظ و دیگران نویسنده مروری دارد بر شاعران و سخن پردازان قبل از حافظ که اندیشه و شعرشان می توانسته بر حافظ اثر گذاشته و نشانه‌های آن را در سروده‌های او می توان جست و نیز آنان که پس از حافظ آمدند و در این وادی از او تاثیر فراوان گرفتند. در این فصل همچنین مروری شده به حافظ پژوهی در ایران جهان که در ضمن اینکه تصویری کلی از این مقوله پیش روی خوانندگان قرار می دهد، می‌تواند، راهنمای مخاطبانی باشد که علاقمند به مطالعه بیشتر در این زمینه هستند.

خلاصه کلام اینکه کتاب حاضر خورند کسانی است که دانسته‌هایشان از حافظ اندک و براساس شنیده‌هاست اما می‌خواهند، با شناختی مقدماتی از زندگی و آثار او به درکی منطقی از حافظ و اشعارش رسیده و با تن زدن به این دریای بی کرانه سر از کوچه رندان در آورند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...