به گزارش ایبنا، نخستین شماره فصلنامه نقد کتاب معرفت دین ویژه بهار ۹۸ با مدیرمسئولی نیکنام حسینی‌پور و از سوی موسسه خانه کتاب منتشر شده است.

نقد تحلیلی شبهات وارده در تاریخ قرآن نولدکه پیرامون تحریف به نقصان قرآن نوشته علی شریفی و فرزاد دهقانی، بازخوانی و نقد روش‌شناسی وهبه زحیلی در تفسیر التفسیر المنیر فی العقیده والشریعه والمجتمع از خدیجه احمدی و حیات برتر در ترازوی نقد به قلم محمدعلی مهدی‌راد و فاطمه حاجی‌اکبری از جمله مقالات ارائه شده در بخش «نقد آثار پیشین» این شماره هستند.

همچنین بخش «نقد آثار جدید» شامل مقالات وفاق و اتحاد در اندیشه مفسران اجتماعی قرآن نوشته محمدتقی ده‌پور، بررسی تحلیلی مفاهیم اصلی قرآن (ارزیابی کتاب مضامین اصلی قرآن) از راضیه کرد، حدیث‌پژوهی علامه شبر «در مصابیح‌الانوار فی حل مشکلات الاخبار» به قلم وحید باغبانی، بررسی کتاب «نخستین اندیشه‌های حدیثی شیعه: رویکردها، گفتمان‌ها، انگاره‌ها و جریان‌ها» نوشته علی ثقیلیان و گذری بر الحاد در تمدن اسلامی (بررسی کتاب در باب تاریخ الحاد در اسلام» از آمنه ساعدی می‌شود.

در بخش «نقد شفاهی» نیز نقد و بررسی کتاب «اصول و قواعد کشف استدلالی غرض سوره‌های قرآن» ارائه شده و کتابشناسی این شماره نیز به کتابشناسی توصیفی  ـ تحلیلی سیره‌نگاری‌های ادیبان معاصر عرب از علی علی‌محمدی اختصاص داده شده است. 

فصلنامه نقد کتاب معرفت دین با هدف معرفی و نقد کتاب‌ها و بررسی مسائل و مشکلات نشر کشور در این حوزه فعالیت می‌کند.

محمدعلی مهدوی‌راد در سرمقاله این شماره می‌نویسد: «اکنون یکی بنگریم و تامل کنیم و بدون هیچ‌گونه توجیه، تاویل و مجامله ما قرآن را در صفحه ذهن و صحنه زندگی و بیان و بنان، و پنهان عیان «هدایت» می‌دانیم. یعنی «زاویه نگاه» ما به قرآن برنامه سلوک فردی و اجتماعی است. قرآن کتاب تاریخ نیست و هست، کتاب علم نیست و هست، کتاب قانون به معنای اخص نیست و هست و ... قرآن همه این‌ها هست، اما نه به روش‌هایی مصطلح و سمت‌وسوی آن‌ها، همه این‌ها در جهت هدایت انسان هست به قله‌های معرفت، ستیغ روشنایی و بلندای آگاهی سودمند و کارآمد امروز و فردا و ...»

نخستین شماره فصلنامه نقد کتاب معرفت دین ویژه بهار ۹۸ به بهای 20 هزار تومان روانه کیوسک‌های مطبوعاتی‌ شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...