کتاب «انسان‌شناسی عرفانی» اثر محمدعلی دیانی کوشش کرده تا در قالب معرفی مدل مطالعاتی سیستماتیک، به نظریات دوعارف و فیلسوف عالم اسلام و مسیحیت؛ جناب شیخ صدرالدین قونيوی و جناب قديس يوحنا بوناونتورا بپردازد.

انسان‌شناسی عرفانی محمدعلی دیانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، امروزه پژوهش‌ها و نگارش‌های حوزه دین که روی آوردی کارکردگرایانه و گاه انتقادی دارند، بیش از نگاه توصيفی محض مفهوم شناختی، می‌توانند راهگشا باشند. رشته الهیات با گرایش‌های متنوعی که در خود دارد، ظرفیت پاسخگویی به بسیاری از پرسش‌های متنوع عرصه‌های خداشناسی، جهان‌شناسی، انسان شناسی، دین شناسی، راهنماشناسی، کتاب شناسی، فرجام شناسی و هم چنین معناشناسی را در خود دارد.

این کتاب که پیرامون یکی از مهم‌ترین و بنیادی‌ترین عرصه‌های اسلامی و مسیحی؛ یعنی انسان‌شناسی است، کوشش کرده تا به قدر وسع و مجال با نگرشی نو در قالب معرفی مدل مطالعاتی سیستماتیک، از رهگذر عرفانی به دیدگاه دوعارف و فیلسوف عالم اسلام و مسیحیت؛ جناب شیخ صدرالدین قونيوی و جناب قديس يوحنا بوناونتورا بپردازد.

این کتاب به شیوه کتاب‌خانه ‌ای با روش پدیدارشناسی و نگرش مقایسه‌ای در پی پاسخ به این پرسش‌هاست که مبادی، مآخذ، مسائل، مبانی و منابع انسان‌شناسی عرفانی قونیوی و بوناونتورا و نیز مصادیق «انسان کامل» و « انسان روحانی» نزد آنها کدام است؟

انسان شناسی یا Anthropology دانشی است که به یک معنا، از آغاز خلقت انسان، مأموریت خود را پیدا کرده و برای زیست بهتر مادی و معنوی انسان، در کوشش، قرارگرفته است. انسان‌شناسی از دو کلمه یونانی Anthropos به معنی انسان و Logos به معنی مطالعه، شناخت یا دلیل گرفته شده است و چنانکه در این کتاب هم بدان تصریح شده؛ دانشی است که به بررسی انسان، بینش‌ها، گرایش‌ها، حرکت‌ها و رفتارهای او در سه بعد طول و عرض و عمق، یا به صورت حجمی یعنی اعتقادی، دینی، فلسفی، عرفانی، اخلاقی، اجتماعی، تاریخی، بیولوژیکی و مواردی مانند آن می‌پردازد. انسان شناسی راه‌های مطالعه انسان و شناخت اوست و بدین لحاظ، از حوزه مطالعاتی وسیع و گسترده‌ای برخوردار است؛ از اینرو نمی‌توان آن را به یک رشته و یا شاخه علمی معین، محدود کرد. این دانش گسترده، در طول حیات دانشی خود، دارای قلمرو و اقسام مشخص شده که یکی از آن حوزه‌ها را می‌توان انسان‌شناسی عرفانی یا Mystical Anthropology نامید.

غلامرضا اعوانی در مقدمه این کتاب نوشته است: «یکی از امتیازات مهم کتابی که در پیش رو دارید انتخاب موضوع آن یعنی بررسی تطبیقی انسان شناسی عرفانی از دیدگاه یک عارف مسلمان و یک متأله مسیحی یعنی صدرالدین قونيوی و قديس يوحنا بوناونتوراست. با اینکه دو عارف و متأله مسلمان و مسیحی دقیقا در یک زمان می‌زیسته‌اند و ظاهرا هیچگونه اطلاعی از یکدیگر نداشته‌اند اما با این وصف جهان‌بینی آنها بسیار به یکدیگر شباهت دارد.»

«نکته دیگر اینکه عرفا و حکمای بزرگ دیگر مانند مولانا جلال الدین رومی، خواجه نصیر طوسی و قديس توماس آکویینی دقیقا معاصر با حسدرالدين قونيوی و قدیس بوناونتورا بوده‌اند و با این که سال تولد آنها اندکی تفاوت دارد اما همه آنها در یک سال یا به فاصله یک سال (۱۷۲ یا ۹۷۳ هجری قمری مطابق با ۱۲۷۲ یا ۱۲۷۳ میلادی) به دیار باقی شتافته‌اند و علاوه بر این، همه آن‌ها به سنت ابراهیمی یعنی اسلام و مسیحیت تعلق داشته‌اند و این مسئله ما را به تأمل بیشتر درباره آنها وا می‌دارد. قونيوی چنانکه می‌دانیم از پیروان مکتب ابن عربی و ابن عربی مؤسس مكتب معروف عرفان نظری است».

کتاب «انسان‌شناسی عرفانی» اثر محمد علی دیانی با مقدمه غلامرضا اعوانی در 414 صفحه و با قیمت 150 هزار تومان از سوی انتشارات متن و بطن منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...