موسی اسوار درگذشت

04 شهریور 1404

موسی اسوار مترجم زبان عربی و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی در سن ۷۲ سالگی درگذشت.

موسی اسوار

به گزارش کتاب نیوز، موسی اسوار، ادیب، مترجم زبان عربی و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی، متولد سوم مرداد ۱۳۳۲ در کربلا بود و در پی دوره‌ای بیماری شامگاه گذشته دوشنبه سوم شهریور از دنیا رفت.

اسوار دانش‌آموخته تاریخ و فلسفه تعلیم و تربیت از دانشگاه تهران بود و ۲۱ شهریور ۱۳۹۶ به عضویت پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی درآمد و پیش از فوت، مدیریت گروه ادبیات تطبیقی فرهنگستان را برعهده داشت‌.

ترجمه آثار جبران خلیل جبران؛ از جمله «ماسه و کف و خدایان زمین»، «پیامبر و باغ پیامبر»، «عیسی پسر انسان»، و نیز آثار دیگر شاعران و نویسندگان عرب، مثل آدونیس: «ستاره ها در دست»، نزار قبانی: «تا سبز شوم از عشق»، غ‍س‍ان‌ ک‍ن‍ف‍ان‍ی‌: «تا هر وقت که برگردیم»، محمود درویش: «اگر باران نیستی نازنین، درخت باش»، غائب طعمه فرمان: «سایه‌هایی بر پنجره»، «درخت نخل و همسایه‌ها»، عبدالرحمان منیف: «درخت‌ها و قتل مرزوق»، بخشی از کارنامه‌ی پرباری ست که از موسی اسوار به جا مانده است.

................ هر روز با کتاب ................

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...