ابداع بدایع و انشاء صنایع؛ گزیده متون مصنوع فارسی از عصر غزنویان تا روزگار زندیان علی‌رضا شعبانلو

«ابداع بدایع و انشاء صنایع؛ گزیده متون مصنوع فارسی از عصر غزنویان تا روزگار زندیان» اثر علی‌رضا شعبانلو توسط انتشارات آواهیا منتشر شد.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «ابداع بدایع و انشاء صنایع» اثر علی‌رضا شعبانلو، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در ۴۴۸ صفحه و بهای ۱۲۰ هزار تومان منتشر شد.

اگر خواننده علاقه‌مند متون کهن زبان فارسی مایل باشد که مهم‌ترین کتاب‌های حاوی نثر مصنوع را با رعایت ترتیب تاریخی و توجه به سیر تحول آن دنبال کند و با تحول سبکی نثر فارسی آشنا شود، کتاب ابداع بدایع و انشاء صنایع اثری بسیار قابل اعتناست.

در این اثر، ۲۹ متن پارسی از کلیله و دمنه، عَتَبَةُ الکَتَبه، مقامات حمیدی… تا جهان آرای عباسی، دُرّه نادره و تاریخ گیتی‌گشا معرفی شده است. برای آسانی کار خوانندگان، ترجمه احادیث و اشعار و برخی عبارات عربی و معنی برخی لغات نیز که در متن معنی ویژه‌ای داشتند در پاورقی آمده است. امّا لغاتی که در همه متن‌های برگزیده، معنی تقریباً ثابتی داشتند، فهرستوار در آخر کتاب آمده‌اند و آیات قرآنی نیز به همراه معنی در پایان کتاب گنجانده شده‌اند.

این کتاب به عنوان کتاب درسی برای آشنایی دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری زبان و ادبیات فارسی با متون نثر مصنوع تألیف شده است و برای تدریس در دروسی چون «تحقیق در متون نثر فارسی» در دوره دکتری و درس «تطور متون نثر» در دوره کارشناسی ارشد و نیز منبع ارزشمندی برای بخش متون نثر آزمون ارشد و دکتری زبان و ادبیات فارسی به‌شمار می‌‏آید.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...