کتاب «قلب ایرانی» - عشق من، کشور شعر و سخن- به زبان ژاپنی نوشته خانم پروفسور امیکو اوکادا [Emiko Okada] ایران شناس شهیر ژاپنی از سوی انتشارات جین بون شوکان ویرایش و برای نوبت دوم به چاپ رسید.

قلب ایرانی» - عشق من، کشور شعر و سخن-  امیکو اوکادا [Emiko Okada]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، پروفسور اوکادا با دعوت و هماهنگی رایزنی فرهنگی سفارت ایران در ژاپن به منظور سخنرانی، ملاقات با برخی شخصیت‌های ایرانی و همچنین حضور در نمایشگاه بین المللی کتاب در سال ۱۳۹۶ به تهران سفر کرد و پس از بازگشت به کشورش، دریافت‌ها و خاطرات خود از این سفر و دوره‌های مختلف حضور در ایران از جمله دانشجویی را در قالب این کتاب به رشته تحریر در آورد و در مقدمه کتاب نیز از همکاری رایزنی فرهنگی تقدیر شده است.

پروفسور اوکادا که فارغ التحصیل دانشگاه تهران می‌باشد بیش از ۵۰ سال از عمر خود را در ایران و ژاپن در مطالعات ایران شناسی به کار گرفته و ده‌ها کتاب و مقاله را با عناوین مختلف به چاپ رسانیده و شاگردانی را در این زمینه و همچنین زبان و ادبیات فارسی تربیت کرده است و رایزنی فرهنگی سفارت ایران در ژاپن نیز در نوروز سال ۱۳۹۷ با حضور تعداد زیادی از ایرانیان و علاقه مندان ژاپنی ضمن ساخت نماهنگی از وی و اهدا لوح تقدیر از این شخصیت برجسته ایران شناس تجلیل نمود و اخیراً نیز سمینار مجازی رایزنی فرهنگی با عنوان "شعر و ادبیات فارسی از نگاه ایران شناس برجسته ژاپنی" با سخنان و ارائه پروفسور اوکادا برگزار شد.

وی در سال ۱۳۹۸ نیز تعداد زیادی از کتب حوزه مطالعات ایران شناسی، اسلام شناسی و زبان فارسی کتابخانه شخصی خود را به رایزنی فرهنگی سفارت ایران در ژاپن اهدا نمود که در بخش جداگانه ای در رایزنی فرهنگی در اختیار علاقه مندان قرار دارد.

انتشارات جین بون شوکان این کتاب را منتشر و در حال حاضر با قیمت ۲۵۰۰ ین در بازار کتاب ژاپن در دسترس علاقه مندان و محققان می‌باشد.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...