«کتاب عشق» [Book of Love] نزار قبانی [Nizar Qabbani] با ترجمه محبوبه افشاری توسط انتشارات دوات معاصر به چاپ دوم رسید.

کتاب عشق» [Book of Love] نزار قبانی [Nizar Qabbani]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «کتاب عشق» عنوان مجموعه شعری از نزار قبانی عاشقانه‌سرای شهیر عرب است که ترجمه­ آن برای نخستین بار توسط انتشارات دوات معاصر منتشر شده است.

نزار قبانی (۲۱ مارس۱۹۲۳-۳۰ آوریل ۱۹۹۸) دیپلمات، شاعر و ناشر سوری و یکی از پرنفودترین شاعران عرب است. در تاریخ عرب به «شاعر زن» معروف شده­ است و علی­‌رغم تبلیغات منفی و بدبینی­‌های نقادان، شاید تنها شاعری بوده که مردم زیادی در مراسم شعرخوانی­‌های او حضور می­‌یافتند و مدت­‌ها سر پا می­‌ایستادند تا شعرهای او را بشنوند.

نزار در مورد جهان عرب نوشته است: «عشق در جهان عرب مانند یک اسیر و برده است و من می‌خواهم آن را آزاد کنم. من می‌خواهم روح و جسم عرب را با شعرهایم آزاد کنم. روابط بین زنان و مردان در جهان ما درست نیست.»

یکی از اشعاری که در این‌کتاب چاپ شده، به این‌ترتیب است:

دوستت دارم، آن­گاه که گریه می­‌کنی
و دوست دارم
رخسارت را وقتی ابری و غمگین است
از جایی که نه من می­‌دانم نه تو
اندوه له می­‌کند ما را
و با هم ذوب می­‌کند
قطره­‌های غلتان اشک­‌هایت را دوست دارم
و از پس سقوط­شان پاییز را دوست دارم
زنان زیبا آن­گاه که می­‌گریند... زیباتر می­‌شوند

چاپ دوم این کتاب در با ۶۴ صفحه و قیمت ۱۵ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

دختر به پدر می گوید: برای تو همه جا میدون جنگه، ولی برای من نه... درباره‌ی یک زخم ناسور ملی ست، که این بار، از یک دعوای مضحک دونفره، سر باز کرده است. یک زخمی قومیتی، یک زخم مذهبی، یک زخم به پشتوانه‌ی سالها جنگ داخلی... فهمیدن اینکه همیشه و همه جا و در برابر همه کس نیاز به روحیه جنگاوری و سلحشوری نیست، و هر اختلافی را نباید تبدیل به جنگ حیثیتی کرد؛ سخت است ولی لازم ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...