زینب افضلی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز و مدیر موسسه فرهنگی، هنری «سخن تازه، دنیای تازه»، بر این باور است که عطار بیشتر با عواطف انسان‍ها سر و کار دارد تا با تعقل و ذهن منطقی آنان و از سوی دیگر می‌کوشد ما را از تأمل در نظام کائنات و اجزای جهان، از عالم ذره‌ها تا افلاک، به ذات‌باری و شناخت او نزدیک کند.

زینب افضلی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، فریدالدین محمد بن ابراهیم نیشابوری «یکی از سه قله شعر عرفانی در کنار سنایی و مولانا است». از زندگی شخصی عطار اطلاعات دقیق و جزئی در اختیار نداریم فقط چند نکته مسلم درباره او می‌دانیم. از جمله نامش و اینکه در ده کدکن از توابع نیشابور بزرگ زاده شد و در شادیاخ نیشابور چشم از جهان فرو بست.

عطار شاگرد و مرید شیخ جمال‌الدین محمد بن محمد نُغُندَری طوسی معروف به «امام الربّانی» بوده و در همین حال، خواجه نصیرالدین طوسی (597-672ق) در سال‌های جوانی خود با اشتیاق در درس عطار حاضر می‌شد.

نیشابور در عصر عطار دستخوش هجوم، غارت و کشتار ویرانگرِ غزها و تاتارها شده بود و برخی بزرگان بر اثر آن همه آشوب و حادثه، به سرزمین‌های اطراف کوچ می‌کردند. «هر روز به نوباوه‌ای از باغ سپهر فتنه می‌زاد و هر دم به نوی از دورِ فلک حادثه‌ای تازه می‌گشت... گسسته دل ز نیشابور و صحبت اصحاب... روی امید به حضرت غزنه، حرسها الله آورده شد» (تاجُ المآثر) در این میانه، عطار دلبسته طریقت و مشایخ آنان بود و با شوق در پی یافتن و خواندن سخنان ایشان بود تا جایی که برآن شد برای پاسخ به نیاز و اشتیاق خود و دوستان، دفتری در سخنان مشایخ تصوف گرد آورد که بر عهد خود عمل کرد و حاصل کار کتاب گرانقدرِ «تذکره الأولیاء» شد.

کتابی که هر جمله‌اش حاصل اندیشه و ذهن یکی از بزرگان زهد و تصوف است و هر کدام از این جمله‌ها خود جهانی ویژه خویش است و هر چند اینجا قلمرو زبان ارجاعی و بیان منطقی نیست اما در همین زبان عاطفی و هنری هم ظرایفی وجود دارد که فهم آن ظرایف گاه به اندیشیدن زیاد و دانسته‌های بسیاری در حوزه‌ی معارف اسلامی نیاز دارد.

آثار فراوانی به عطار نیشابوری نسبت داده شده است که بسیاری «برساخته درویشان دوره‌های بعد از مغول و بعد از تیمور و تیموریان» است آنچه تا کنون از وی ثابت شده عبارت است از: 1) منطق الطیر 2) الهی‌نامه 3) اسرارنامه 4) مصیبت‌نامه 5) دیوان قصاید و غزلیات 6) مختارنامه 7) تذکره الأولیاء.

در این نوشته به مناسبت بزرگداشت عطار نیشابوری نگاهی اجمالی به مثنوی «اسرارنامه» می‌اندازیم. اسرارنامه از نخستین آثار عطار است که بر اساس گفته‌های تذکره‌ها، هدیه‌ی عطار به مولوی بوده است. هنگام سفر همراه پدر و خانواده و گذر از نیشابور، مولانا شیفته‌ی عطار بود و همواره از اسرارنامه و دیگر آثار او تأثیر پذیرفته است.

در این کتاب روی هم رفته، عطار با عواطف انسان‌ها بیشتر سر و کار دارد تا با تعقل و ذهن منطقی ما و از سوی دیگر می‌کوشد که انسان را از تأمل در نظام کائنات و اجزای جهان، از عالم ذره‌ها تا افلاک، به ذات باری و شناخت او نزدیک کند.

اسرارنامه در هفده مقاله تنظیم شده است و کتاب با صد و پنجاه بیت در بیان توحید آغاز می‌شود و سادگیِ بیان و ژرفایِ سخنِ» عطار از همین ابتدای کار دانسته می‌شود.

ای شده از شناخت خود عاجز / کی شناسی خدای را هرگز

در خطبه ی کتاب، به ستایش پیامبر (ص) و صحابه می‌پردازد. قابل توجه‌ترین توصیف عطار از پیامبر (ص) اشاره به «ازلیت نور محمدی» است. «سلسله روایاتی که دراین باره از زبان رسول نقل شده است. اعم اغلب این راویان از پهنه ایران بزرگ خاسته‌اند و قلمروهایی که متأثر از فرهنگ کهن ایرانی قبل از اسلام بوده است. اگر صبغه اغراق‌آمیزی در این رشته روایات دیده شود، تأثیر نظریه «فرّه ایزدی» و نگاه ایرانیا مزدایی را نسبت به این موله نباید از یاد برد.»

عطار در بخش بعد به نعت صحابه پرداخته و تعداد ابیات مربوط به هر یک از چهار خلیفه راشدین با همدیگر یکسان است. عطار در مقاله‌ی اول به ستایش انسان می‌پردازد که همه‌ی جهانیان در حال سفر تکاملی هستند.

در مقاله دوم عشق را می‌ستاید و در تقابل عقل و عشق جانب عشق را می‌گیرد. در مقاله سوم عطار جهان محسوس یا دنیای مادی را کفی بر روی دریای اصلی وجود ما می‌خواند. در مقاله چهارم به چیستی خلقت و حقیقت بهشت می‌پردازد. در مقاله پنجم انسان را ثمره تکامل عالم مادی و مغز همه کاینات می‌داند. مقاله ششم به مسأله حشر و نبود امکانِ برگشت به دنیا پس از مرگ می‌پردازد.

در هفتمین مقاله تصویری از دریایِ بی‌پایان غیب ارائه می‌کند که میان این دریا و دریای جان راهی گشاده‌اند و در نهایت در مقاله هشتم به خواننده خود امید می‌دهد که در ازایِ رنج‌های این دنیا شادی و لذت در آخرت منتظر اوست. چون توضیح مقالات دیگر در این مجال نمی‌گنجد از شما دعوت می‌کنم ادامه‌ی مقاله‌های اسرارنامه را خوانده تا بیشتر و دقیق‌تر با عطار نیشابوری آشنا شوید.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...