مدیر دانشنامه فارس گفت: شمارگان کتابشناسی حافظ در سال 87 در زمینه دیوان، دیوان خوشنویسی شده، غزلیات (برگزیده‌ها)، فالنامه، شرح‌ها، ترجمه‌ها، زندگی و نقد و فرهنگ‌ها، 197 عنوان بوده که با شمارگان 753 هزار 950 نسخه منتشر شده است.

کوروش کمالی سروستانی، مدیر مرکز
سعدی‌شناسی با بیان این مطلب به ایبنا گفت:‌ چاپ نخست «دیوان حافظ» در 9 عنوان با شمارگان 33 هزار و 100 نسخه و چاپ دوم آن در 32 عنوان با شمارگان 135 هزار و 100 نسخه منتشر شده است.

وی خاطرنشان کرد: چاپ نخست «دیوان خوشنویسی شده» حافظ در 4 عنوان با شمارگان 13 هزار نسخه و چاپ دوم آن 28 عنوان با شمارگان 130 هزار و 500 نسخه بوده است.

مدیر دانشنامه فارس افزود: چاپ نخست «غزلیات (برگزیده‌ها)» حافظ 4 عنوان با شمارگان 11 هزار و 700 نسخه و چاپ دوم آن 5 عنوان با شمارگان 9هزار و 950 نسخه بوده است.

این کارشناس به چاپ فالنامه‌های حافظ اشاره کرد و گفت: چاپ نخست «فالنامه‌های حافظ» 10 عنوان با شمارگان 54 هزار و چاپ دوم آن 57 عنوان با شمارگان 265 هزار و 200 نسخه بوده است.

وی افزود: چاپ نخست «شرح‌های حافظ» 4 عنوان با شمارگان 5 هزار  پرشمارترین این سال‌ها متعلق به سال 1380 است که 248 عنوان با شمارگان یک میلیون 682 هزار و 500 نسخه است و پایین‌ترین آمار مربوط به سال 1386 با 148 عنوان و با شمارگان 664 هزار و 730 نسخه؛ یعنی نزدیک به 60 درصد افت شمارگان وجود داشته است  و 750 نسخه و چاپ دوم آن 14 عنوان با شمارگان 275 هزار و 50 نسخه بوده است.

کمالی سروستانی به چاپ «ترجمه‌های اشعار» حافظ نیز اشاره کرد و گفت:‌ چاپ نخست ترجمه‌های اشعار حافظ 5 عنوان با شمارگان 11 هزار نسخه و چاپ دوم آن 2 عنوان با شمارگان 7 هزار نسخه بوده است.

وی افزود: چاپ نخست «زندگی و نقد» حافظ 9 عنوان با شمارگان 19 هزار و 400 نسخه و چاپ دوم آن 11 عنوان با شمارگان 23 هزار و 700 نسخه بوده است.

مدیر مرکز سعدی‌شناسی خاطرنشان کرد: چاپ نخست «فرهنگ‌های حافظ» 2 عنوان با شمارگان 2 هزار نسخه و چاپ دوم آن 150 عنوان با شمارگان 604 هزار نسخه بوده است.

وی به سال‌های 78 تا 86 در زمینه انتشار کتاب درباره حافظ اشاره کرد و گفت: در سال 1378، 164 کتاب درباره حافظ با شمارگان 805 هزار و 150 نسخه منتشر شده است. در سال بعد این تعداد 197 کتاب با شمارگان یک میلیون و 137 هزار و 50 نسخه بوده است.

کمالی در ادامه سخنانش افزود: 248 عنوان کتاب در سال 1380 با شمارگان یک میلیون 682 هزار و 500 نسخه، 247 عنوان در سال 1381 با شمارگان یک میلیون 546 هزار و 800 نسخه و 184 عنوان در سال 1382 با شمارگان 998 هزار و 550 نسخه، 151 عنوان با شمارگان 924 هزار و 900 نسخه در سال 1383 درباره حافظ منشر شده است.

وی به سال 84 و انتشار کتاب درباره حافظ اشاره کرد و گفت: 195 کتاب با شمارگان یک میلیون 117 هزار و 780 نسخه در سال 1384، 176 عنوان با شمارگان 809 هزار و 700 نسخه در سال 1385، 148 عنوان با شمارگان 664 هزار و 730  در بین کتاب‌های منتشر شده درباره حافظ، فالنامه او بیشترین شمارگان را داشته است. در سال 1386 از 148 عنوان، 56 درصد آن مربوط به فالنامه‌هاست و این مسأله شگفت‌آور است. جای پرسش دارد که چرا فالنامه حافظ چنین شمارگانی دارد؟  در سال 1386 و سرانجام 197 عنوان با شمارگان 753 هزار و 950 نسخه در سال 1387 منتشر شده است.

وی همچنین یادآور شد: پرشمارترین این سال‌ها متعلق به سال1380 است که 248 عنوان با شمارگان یک میلیون 682 هزار و 500 نسخه است و پایین‌ترین آمار مربوط به سال 1386 با 148 عنوان و با شمارگان 664 هزار و 730 ارایه شده است. یعنی نزدیک به 60 درصد افت شمارگان وجود داشته است.

وی همچنین به فعالیت‌های مرکز حافظ‌شناسی اشاره کرد و گفت: مرکز حافظ‌شناسی به برگزاری کلاس‌های حافظ‌خوانی، تدوین و جمع‌آوری مقالات مربوط به این شاعر، مشارکت در حافظ‌پژوهی و ارایه خدمات به حافظ‌پژوهان،‌ ایجاد سایت و بانک اطلاعاتی درباره کتاب‌های حافظ‌شناسی و نیز انتشار سالانه مجموعه مقالات با نام حافظ‌پژوهی اقدام می‌کند و در کنار این اقدامات، تهیه کتابشناسی مقالات مربوط به حافظ، تدوین و تصحیح دیوان جامع حافظ و فرهنگ حافظ‌پژوهی و همچنین ایجاد کتابخانه تخصصی نیز از جمله برنامه‌های مرکز حافظ شناسی است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...