«الکتاب» اثر آدونیس با ترجمه امیرحسین اللهیاری توسط نشر مولی به چاپ سوم رسید. این مجموعه سه جلدی از مهم‌ترین آثار ادبی معاصر در جهان است.

به گزارش مهر، نشر مولی سومین چاپ مجموعه سه جلدی «الکتاب؛ گذشته، مکان، اکنون» اثر آدونیس را با ترجمه امیرحسین اللهیاری به بهای دوره ۳۵۰ هزار تومان منتشر کرد. چاپ نخست این کتاب در سال ۹۶ به بهای دوره ۱۹۰ هزار تومان منتشر شده بود. در زبان اصلی جلد اول «الکتاب» را انتشارات دارالساقی بیروت در سال ۱۹۹۵، جلد دوم را در سال ۱۹۹۸ و جلد سوم را در سال ۲۰۰۲ منتشر کرده بود. «الکتاب» را یکی از مهم‌ترین آثار ادبی معاصر در حوزه ادبیات عرب و ادبیات جهان می‌دانند.

علی احمد سعید إسبر (آدونیس) در سال ۱۹۳۰ در روستای قصابین از توابعِ شهر جبله در استان ذقیه کشور سوریه به دنیا آمد. وی در سال ١٩٤١ تحصیلات دوره دبیرستان را به پایان برد و در سال ١٩٥٤ در رشته فلسفه از دانشگاه دمشق لیسانس گرفت. آدونیس از برجسته‌ترین شاعران امروزِ عرب و بی شک زبان آورترین و فرهیخته‌ترین نظریه پرداز شعر نوی عربی است. تبار نامه شعر آدونیس به دو دنیای دور از هم می‌رسد. از یک سو به میراث شعر عربی کهن و آثار صوفیان همچون نفّری و از سوی دیگر به بزرگان مدرنیته غرب مانند هولدرلین، راینر ماریا ریلکه و هانری میشو.

درباره تاثیرپذیری آدونیس از محمد بن عبدالجبار بن حسن نِفَّری، نیز امیرحسین اللهیاری در یکی از گفت‌وگوهای مطبوعاتی خود چنین اشاره کرده است: «نِفَّری آنقدر گمنام بود که تلمسانی که تنها شارح اثر او در طول تاریخ است، گفته مکان مرگ او در حوالی رود نیل است. در مواقف گفته است که نِفَّری در نیل مصر درگذشت و این نیل مصر جایی است نزدیک نیپور در عراق و تلمسانی این نکته را متوجه نشده و مکان مرگ او را در مصر ذکر کرده است. نِفَّری ناشناس ماند و نخستین کسی که حدود سه قرن پس از او اشاره کرد که چنین کتاب و چنین شخص متفکری وجود داشته، ابن عربی است. او در «فتوحات مکیه» نِفَّری و کتابش را معرفی کرده و می‌توان گفت که از او الهام هم گرفته است. پس از ابن عربی هیچکس از نِفَّری حرفی نزد تا اینکه حدود ۶۰ سال پیش یک کشیش لبنانی به اسم پل نویا که در دانشگاه‌های لبنان به تدریس فلسفه اشتغال داشت، نام او را دوباره بر سر زبان‌ها انداخت. نویا از نظر زبانی نِفَّری را سرآمد سخن پردازان در طول تاریخ می‌دانست. آدونیس که در فلسفه شاگرد نویا بود از طریق او با نِفَّری آشنا شد و در زبان شعری بیشترین تاثیر را از او گرفت.»

«الکتاب؛ گذشته، مکان، اکنون» از سال‌های نخست پس از هجرت آغاز می‌شود، شاعران و پیامبران دروغین و خلفای قدرت طلب و امرای فرصت طلب بازیگران آن هستند. روایت‌ها بر مبنای حیات و ممات آنهاست. الکتاب از زاویه‌ای، رنجنامه و سوگسرود شاعران است از ابتدای ظهور اسلام تا مرگ متنبّی. اما کلیّتِ این اثر سه جلدی، حول زندگی و شعر و داستان سفرهای متنبّی می‌چرخد.

متنبّی شخصّیت اصلی الکتاب است. حتّی آن جا که به سیف الدوله حمدانی، میدان حضور داده می‌شود و شعر؛ از او و یا حتّی در جاهایی از زبان او سروده می‌شود مُراد، متنبّی است. تمام تاریخ عرب را _ البته در بازه زمانی مذکور _ در «الکتاب» می‌توان جست‌وجو کرد. این اثر حتّی از عضدالدوله دیلمی، قابوس بن وشمگیر، بابک خرمدین و… نیز خالی نیست. ولی متنبّی در تمام طول خوانش این اثر جایگاه روشن خود را دارد. متنبّی تک سوار است. اصالتِ شعر و حقِ زبان آوری با اوست. بدون او، دربار حمدانیان فضای کسالت بار و ابلهانه‌ای است و اوست که به زیرکی، کافورِ اخشیدی را در مصر، در میان مدح، رندانه مذمت می‌کند.

علاوه بر این‌ها، «الکتاب» ستایش تصوف و صوفیان است، شرح داستانِ حلاج و دیگرانی از سنخ او. تسلّطِ شگفت‌آور «آدونیس» به تاریخ و اسطوره – نه فقط تاریخ عرب که تاریخ ایران و جهان– باعث شده که در خواندن «الکتاب» با اثری رو به رو شویم که با هیچکدام از آثاری که تاکنون به فارسی ترجمه شده و یا حتّی در قلمرو شعر تألیف شده‌اند، قابل قیاس نباشد.

آدونیس در «الکتاب؛ گذشته، مکان، اکنون» خود، جهانی را می‌آفریند و روایت می‌کند که در هیچکدام از آثارِ شاعرانِ معاصر ایران نمونه ندارد. شاید بتوان گفت که الکتاب، یک فرا شعر است. آدونیس در گفت‌وگویی اشاره کرده که ایده الکتاب را مالارمه بنیان نهاد. او می‌گفت شاعر باید کتاب شاملی را تالیف کند که تمام مشکلات هستی را در بر گیرد.

آدونیس گفته است: «من نام الکتاب را اختیار کردم تا در آن از رابطه‌ام با تمدّن عربی و فهم خویش از این تمدّن سخن بگویم و از همه اندیشه‌های خود در آن گفت‌وگوها بیاورم به گونه‌ای که کتابِ شامل و کاملی باشد. به این دلیل آن را الکتاب نامیدم. این مدلولِ الکتاب، هزار سال قبل از مالارمه در میراث و سنّتِ ما.» به باور منتقدان «الکتاب» همان قدر که با گذشته تاریخ عربی و ادبیات و عرفانش نزدیک است، همان قدر هم از آن دور و مدیون تجربه شعر جهان و چگونه گفتن آن است و این بومی بودن در عین جهانی بودنش آن را هم طراز متون بزرگ ادبیات جهان کرده است.

مترجم در این اثر تلاش کرده از آنجا که بخشی از «الکتاب»، روایت تاریخ است پس امانتدارانه متن را به فارسی برگرداند و به لحاظ زبانی هم سعی کرده که حقّ شعر آدونیس گذارده شود. مترجم توانایی خوب و مهمی دربرگردان آثار مهم معاصر عربی دارد. او همچنین تسلط کاملی نیز به ادبیات و اندیشه کهن عرب دارد و به همین دلیل توانسته منابع خوب و اثرگذاری را هم از متون جدید و هم از متون قدیم به فارسی ترجمه کند. «شرح گل سوری» ترجمه مجموعه مقالاتی مهم درباره آدونیس، رمان «گاه ناچیزی مرگ» نوشته محمد حسن علوان، «مواقف و مخاطبات» اثر محمد بن عبدالجبار بن حسن نِفَّری، «عنقای مغرب» ابن عربی و… از جمله دیگر ترجمه‌های اوست.

................ هر روز با کتاب ...............

تمام کارهایم به خودم نزدیک است از لحاظ تم و مضمون... یک شخصیت صددرصد فروپاشیده می‌خواستم... در خودم سال‌هاست این بی‌مرزی را ساخته‌ام. بی‌مرزی نه به این عنوان که متعلق به جایی نباشم، ترجیح می‌دهم متعلق به مرزی نباشم، ولی داستان‌هایم قصه‌های آدم‌هایی است که میان این دو مرز سرگردانند... داستان‌نویسی را بیانیه اجتماعی و سیاسی نمی‌دانم ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...
سیر آفاق و انفس مردی جوان و آمریکایی به‌نام لاری برای یافتن معنای زندگی است که از غرب تا شرق عالم را طی می‌کند... تحت تاثیر زیبایی او نمی‌تواند بدی‌هایش را ببیند... زنی سطحی، حسود و کینه‌توز است... به نظر من آن‌ها که می‌گویند عشق بدون شهوت می‌تواند وجود داشته باشد، چرند می‌گویند. وقتی مردم می‌گویند بعد از آنکه شهوت مرد، عشق هنوز زنده است، دارند از چیز دیگری صحبت می‌کنند که عشق نیست، انس و مهر و همخویی و عادت است ...
بسیاری از مردم اطلاعات گسترده‌ای پیرامون انسان و جهان و طبیعت و شریعت در ذهن جمع‌آوری می‌کنند اما در برابر ساده‌ترین آسیب‌های نفسانی؛ تمایلات ناصواب درونی زانو می‌زنند... برخی رنج‌ها آدمی را از پای در می‌آورند؛ از ارزش و آرامش جان می‌کاهند و اثری تلخ و گاهی جبران‌ناپذیر در زندگی از خود به جای می‌گذارند. رنج دلبستگی‌های حقیر؛ رنج برخاسته از جهل و نادانی و رنج وابستگی به تایید و تکذیب دیگران از این جنس است. ...