نخستین نسخه کتاب صوتی شاهنامه همزمان با بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر پارسی‌ زبان از سوی شبکه اینترنتی ایران صدا منتشر شد.

مدیر ارتباطات رادیو اینترنتی ایران صدا با اعلام این خبر به ایبنا ، گفت: این کتاب مجازی، روایتگر داستان ضحاک ماردوش و قیام کاوه است.

عماد پیران‌عقل افزود: این کتاب صوتی بر مبنای شاهنامه فردوسی از روی نسخه تصحیح شده شاهنامه توسط «ژول مول» و به کوشش دکتر پرویز اتابکی تهیه شده است.

وی با بیان اینکه کتاب در یک جلد و 13 فصل دسته‌بندی شده است، اظهار داشت: داستان‌های شاهنامه فردوسی سرشار از معانی عمیق و بلند انسانی است که در قالب داستان بیان شده‌اند.

پیران‌عقل تصریح کرد: قرار است گروه فرهنگ شبکه اینترنتی ایران صدا بیست و پنجم هر ماه یک جلد از کتاب‌های گویای شاهنامه فردوسی را بر روی سایت منتشر کند.

وی با ارایه تعریفی از کتاب‌های گویا، یادآور شد: کتاب‌های‌ گویا شامل متون کتاب‌ها و قطعه‌های صوتی خوانده شده از مکتوباتند که به صورت فایل‌های صوتی در سایت این رادیو قرار داده شده‌‌اند.

علاقه‌مندان می‌توانند با ورود به سایت شبکه ایران صدا به نشانی www.iranseda.ir و انتخاب بخش کتاب گویا یا دانلود، این مجموعه کتاب‌ها را دریافت کنند.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...