هجدهمین دوره از جایزه «قلم زرین» با معرفی برگزیدگان به پایان رسید.

به گزارش ایسنا، در بیانیه کامران شرفشاهی، دبیر هجدهمین «قلم زرین» آمده است:

هجدهمین بهار جشنواره «قلم زرین» که به بررسی کتاب‌های منتشرشده طی سال ۱۳۹۸ در قلمرو ادبیات اختصاص داشت، توفیق آن را یافت که با بهره‌مندی از حضور استادان نامدار در پنج رشته: شعر و داستان بزرگسال، شعر و داستان کودک و نوجوان و همچنین پژوهش و نقد ادبی، در طول چند ماه ۷۶۴۵ اثر را مورد بررسی و مداقه قرار دهد که آمار هر گروه به تفکیک کتاب‌های منتشره عبارتند از:
بخش پژوهش و نقد ادبی: ۱۰۹۸ کتاب. بخش شعر بزرگسال: ۴۰۱۰ کتاب. بخش داستان بزرگسال: ۳۳۴۲ کتاب. بخش شعر کودک و نوجوان: ۶۳۲ کتاب. بخش داستان کودک و نوجوان: ۲۱۶۳ کتاب

کتابهای برگزیده به این شرح می باشد:

در بخش نقد ادبی و پژوهش کتاب «حماسه مسیب‌نامه» به تصحیح میلاد جعفرپور از انتشارات موقوفات مرحوم دکتر افشار یزدی با همکاری انتشارات سخن.
در بخش شعر بزرگسال کتاب‌های «فقط او بخواند» سروده هادی محمدحسنی از انتشارات سوره مهر و کتاب «پرواز در پیله» سروده حامد حسین‌خانی از انتشارات شانی مشترکا به عنوان کتاب برگزیده سال معرفی شدند.

ماجرای اسماعیل طلا برگزیده‌ی قلم زرین98  آتون نامه محمداسماعیل حاج علیان
در بخش داستان بزرگسال کتاب «آتون نامه» نوشته محمداسماعیل حاج علیان از انتشارات سوره مهر.
در بخش شعر کودک و نوجوان، کتابهای «هزار و شصت و پانصد» سروده طیبه شامانی از انتشارات به نشر و «باران در خودم می بارد» سروده حسین تولایی از انتشارات علمی فرهنگی به طور مشترک به عنوان کتاب برگزیده سال انتخاب شدند.
در بخش داستان کودک و نوجوان، کتاب «تاریخ با طعم ذغال اخته» نوشته یوسف قوجق از انتشارات سوره مهر.

داوران:
بخش پژوهش و نقد ادبی: محمود بشیری، دکتر اسماعیل امینی، دکتر امیدعلی مسعودی (به سرداوری محمود بشیری)
بخش داستان بزرگسال: یوسف قوجق، راضیه تجار، کامران پارسی‌نژاد (به سرداوری راضیه تجار)
بخش داستان کودک و نوجوان: محمدرضا اصلانی، علی اکبر والایی، سودابه امینی ( به سرداوری محمدرضا اصلانی)
بخش شعر بزرگسال: رضا اسماعیلی، عباسعلی براتی‌پور، کامران شرفشاهی (به سرداوری رضا اسماعیلی)
بخش شعر کودک و نوجوان: بابک نیک‌طلب، سید احمدمیرزاده، رضا عبداللهی (به سرداوری سیداحمد میرزاده)

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...