کتاب «واکسیناسیون روانی کودک» نوشته حسام فیروزی توسط نشر نگاه به چاپ ششم رسید.

به گزارش مهر، نویسنده کتاب مورد نظر می‌گوید امروزه وقتی ما صاحب فرزندی می شویم بدون اینکه کوچکترین اطلاعی از کلیدهای تربیتی او داشته باشیم، به روش آزمون و خطا، تربیت کودک را شروع می کنیم و در اصل کلیدهای رفتاری آن را آن‌قدر دستکاری می‌کنیم تا به آن تسلط یابیم. غافل از این‌که تسلط، آن هم به هر شیوه‌ای، تمام ساختار روانی کودک را درهم شکسته و از او هر چیز خواهد ساخت جز انسانی با روان سالم!

فیروزی می‌گوید بخشی از مطالب این کارگاه‌ها، چکیده‌هایی است که از مطالعه حدود ۲۵۰۰ کتاب روانشناسی بدست آورده و تلاش کرده مهمترین اطلاعاتی را که لازمه رفتار یک پدر و مادر است، به شیوه‌ای ساده و با استفاده از تمثیل و استعاره با چیدمانی خاص بیان کند. به گفته این پژوهشگر، شاید یکی از علت‌هایی که این متد کارایی بیشتری نسبت به متدهای دیگر دارد و توسط والدین مورد توجه خاص قرار گرفته، به‌کارگیری تمثیل‌هایی است که به سادگی قابل فهم شده و در حافظه والدین ماندگار می‌شود. گرچه تکنیک‌ها و راهکارهای ارائه شده در کتاب، از پایه تئوریک برخوردارند اما مولف به گفته خود، تلاش کرده تا حد ممکن از پرداختن به تئوری‌ها کاسته و بیشتر نکات کاربردی و قابل اجرا را جایگزین کند.

این کتاب شامل مطالب سه کارگاه اول، از ۱۰ کارگاه «آموزش مهارت‌های پدری و مادری» است. این متد آموزشی که فیروزی نام آن را parent training program (PTP) گذاشته‌، شامل کارگاه‌های ۲۰ ساعته‌ای است که در ۱۰ جلسه تنظیم شده‌اند و در ۶ سال گذشته بیش از ۱۴۰ هزار نفر با این متد در سراسر کشور آموزش دیده‌اند.

دوره این کارگاه‌ها به ترتیب شامل این‌عناوین است: ۱- مقدمات ۲- قوانین تکمیلی ۳- نظم آموزی ۴- آموزش جنسیت به کودک ۵- احساسات کودک ۶- بازی و اسباب بازی ۷- مفاهیم ترس، خدا و مرگ در ذهن کودک ۸- کتاب خوانی، نقاشی و پرورش خلاقیت ۹- فرزند دوم، دوقلویی، فرزندان طلاق و تک والد ۱۰- تولد تا دو سالگی است.

چاپ ششم این‌کتاب با ۲۰۷ صفحه و قیمت ۴۸ هزار تومان عرضه شده است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...