کتاب «دیدار با ونسان ون‌گوگ» [Visiting Vincent van Gogh یا Zu Besuch bei Vincent van Gogh] با قلم کارولینه برونسه [Caroline Breunesse] توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد.

دیدار با ونسان ون‌گوگ [Visiting Vincent van Gogh یا Zu Besuch bei Vincent van Gogh]  کارولینه برونسه [Caroline Breunesse]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «دیدار با ونسان ون‌گوک» اثری ست داستانی تصویری که برای مخاطبان نوجوان تألیف شده است و در آن این هنرمند سرشناس نقاش به کمک آثارش معرفی شده است.

برونسه در این کتاب با زبانی بسیار ساده و در عین حال تهییج کننده حس کنجکاوی مخاطبانش را برانگیخته و ونسان ون‌گوگ نقاش مشهور هلندی را به مخاطبانش معرفی کرده است. او برای این منظور بخش قابل توجهی از کتاب را با نمایش تابلوهای ون‌گوگ و نوشتن شرحی داستانی بر آنها اختصاص داده است.

برونسه سعی کرده از خلال همراه کردن دیدگان مخاطب خود با رنگ‌های چشم‌نواز این نقاشی‌ها شرحی از زندگی و احوال و فعالیت‌ها و نیز زیستگاه و تاملات این هنرمند را به نیز بازگو کند. به همین منظور کتاب در متن خود نیز همانند نقاشی‌های ون‌گوک از مجموعه قابل توجهی از رنگ‌ها بهره برده است که برای مخاطب بسیار چشم‌نواز است.

کتاب همچنین برای تکمیل متن و محتوای خود گاه از طرح‌های سیاه و سفید و نیز تصاویر مستندی که محل توجه ون‌گوگ برای خلق آثارش بوده، نیز استفاده کرده است

این کتاب در متن خود ۲۸ تابلو از ون‌گوگ را دستمایه تألیف متن و روایت داستانی کرده است، البته با ذکر جزئیات، مشخصات و محل نگهداری. علاوه بر آن زندگی‌نامه مختصری از ونسان ون‌گوگ و روایتی‌کوتاه از فرجام آثار هنری وی پس از سرگذشتش نیز بازگو شده است.

شیوا مجیدی این کتاب را از انگلیسی به فارسی ترجمه کرده است همچنین امید محکمی نیز تصویرهایی را به متن کتاب افزوده است. این کتاب در قالب پروژه‌های ویژه مؤسسه انتشارات علمی و فرهنگی و در بخش کودک و نوجوان با قیمت ۲۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ..............

جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...