قصّه‌ منظوم «خاله‌ جان دی‌دو و چند تا گردو» سروده‌ مصطفی رحماندوست برای سومین بار از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بازنشر شد.

خاله‌ جان دی‌دو و چند تا گردو مصطفی رحماندوست

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتابِ تربیتی که مناسب کودکان چهار سال به بالا «نوباوه» است، به‌گونه‌ای، دور و تسلسل را با زبان شعر به آنان آموزش می‌دهد.

کتاب «خاله جان دی‌دو و چند تا گردو» قصه‌ی چند گردو است که از این دست به آن دست می‌شوند. خاله جان چند گردو می‌چیند، موش آن‌ها را از او می‌گیرد، گربه آن‌ها را از موش می‌گیرد و سگ از گربه و مرغ از سگ. ماجرا به همین ترتیب تکرار می‌شود.

این کتاب که اولین بار در سال ۱۳۹۴ از سوی کانون منتشر شده، با تصویرگری اکبر نیکان‌پور آراسته شده است.

در بخشی از کتاب «خاله جان دی‌دو و چند تا گردو» می‌خوانیم: دی‌دی‌دی، دی‌دو / درختِ گردو / گردوها را چید / خاله‌جان دی‌دو / موش موشی آمد / گردوها را برد / یک گوشه نشست / گردوها را خورد / همان گردویی / که خاله دی‌دو / گرفته بود از / درخت گردو / گربه‌ای دوید / گربه‌ای چموش / با چنگالِ تیز / به دنبالِ موش و ادامه‌ی قصه…

این کتاب ۲۴ صفحه‌ای با شمارگان ۲ هزار و ۵۰۰ نسخه با قیمت هفت هزار تومان، در قطع خشتی منتشر شده و در مجموع شمارگان آن به ۱۰ هزار نسخه رسیده است.

تاکنون بیش از ۳۰ عنوان کتاب نوشته‌ی مصطفی رحماندوست از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

درس‌های وی در فاصله‌ی سال‌های 1821 تا 1831... دین، به عنوان صعود به سوی حقیقت، قلمروی است که در آن روح خود را از امور حسی و متناهی رها می‌سازد... نخستین مرحله‌ی مفهوم دین، اندیشه در کلیت صوری آن است... فرد احساس می‌کند که بهره‌ای از مطلق را در خود دارد... آیین مذهبی همان فرایند ابدی است که در آن فرد با ذات خود وحدت پیدا می‌کند... مسیحیت دینی کامل و مطلق و آگاهی از روح است، آگاهی از خداست ...
با محرومانتان به بخشش، با افراد مطیع به نیکی و با کسانی که نسبت به ما شک و یا نافرمانی نمایند با شدت عمل رفتار کنم... لذا با افراد فرمانبر مانند پدری بخشنده هستم و تازیانه و شمشیر من علیه کسی‌ست که دستورم را ترک و با سخنم مخالفت نماید... هرکس که در قبیله‌اش از نافرمایان امیرالمومنین یزید پیدا شود و او را معرفی نکند؛ مقابل در خانه‌اش به دار آویخته، از ذمه ما خارج و مال و جانش حلال می‌شود ...
فردی که خودش را شهروند نمی‌شناسد، نسبت به موضوعات سیاسی و اجتماعی بی‌تفاوت می‌شود و این یک ویژگی نامدنیت سیاسی اجتماعی است... گفت‌وگو و مشاجره را نه با اخلاق، بلکه با مدنیت و نامدنیت می‌سنجند... هرچه حوزه شهروندی در فرد محدودتر شود، او بیشتر به سوی برآوردن منافع و مصالح شخصی‌اش رانده می‌شود... وقتی خودمداری در جامعه غلبه پیدا می‌کند، فردی که در جایگاه یا مرتبه بالا قرار می‌گیرد مسئولیت تصمیماتی که می‌گیرد نمی‌پذیرد و پاسخگو نیست ...
پرویز در قصه‌ای که نقل می‌کند، چگونگی تبدیل شدنش را به آنچه حالا هست، می‌گوید... در زیر سلطه ماندن و از سلطه ارتزاق کردن... این دختره چرا مثل آدامس چسبیده بهمون و ول‌مون نمی‌کنه؟... او فلک‌شده‌ای است که می‌خواهد فلک‌کننده باشد...شرمی درونی و بنیادی وادارش می‌کند به خودش هم دروغ بگوید... با تمام عشق و نزدیکی که به کاکایش دارد، نمی‌تواند این تنهایی را پر کند ...
آمیزه‌ی عشقی افسون‌کننده و لبخندی به پاکی لبخند فرشتگان... همه‌ی نیرنگ‌های پیرزنی را که می‌گوید عمه‌ی اوست فرا گرفته است... دون خوان باید هفت سال تمام طبقه‌ی اجتماعی و ثروت خود را رها کند و مانند دوستی در کنار او زندگی کند... دختر میزبانی عاشق آندرس می‌شود، ولی آندرس از ازدواج با او خودداری می‌کند... پیرزن او را دزدیده است ...