«دکارت» [Descartes : a guide for the perplexed] تازه‌ترین مجلد از مجموعه راهنمای سرگشتگان، نوشته جاسین اسکیری [Justin Skirry] و ترجمه مهدی قنبری توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد.

دکارت» [Descartes : a guide for the perplexed]  راهنمای سرگشتگان جاسین اسکیری [Justin Skirry

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب با شمارگان هزار نسخه و بهای ۷۴ هزار تومان روانه بازار اندیشه ایران شده است.

رنه دکارت در ۳۱ مارس ۱۵۹۶ در منطقه‌ای به نام لاهایه در نزدیکی شهر تور فرانسه از خانواده‌ای بورژوا متولد شد. او در سال ۱۶۱۶ از دانشگاه پوآتیه مدرکی در رشته حقوق مدنی و شرعی دریافت کرد. در سال ۱۶۳۹ کار بر روی نخستین متن فلسفی مهمش، یعنی «تأملات در فلسفه اولی» را آغاز کرد و در سال ۱۶۴۱ اولین ویراست این کتاب مهم را به زبان لاتینی منتشر ساخت. دیگر کتاب مهم او یعنی «اصول فلسفه» نیز در سال ۱۶۴۴ به زبان لاتینی منتشر شد و هر دو کتاب با برگردان به زبان فرانسه در سال ۱۶۴۷ دکارت را به جامعه خوانندگان عام فرانسوی شناساند. آخرین اثر او نیز به نام «انفعالات نفس» در ضمنِ مباحثه با شاهزاده الیزابت بوهمی شکل گرفت. دکارت سرانجام در ۱۱ فوریه ۱۶۵۰ در زمانی که به دعوت شاهزاده کریستینا برای طرح و تعلیم فلسفه به سوئد رفته بود، در اثر ذات‌الریه جان سپرد.

شرح و بسط زندگی و آثار دکارت که نقطه عطف تاریخ فلسفه در قرن هفدهم به حساب می‌آیند، در اثر جاستین اسکیری (۲۰۰۸) محلّ توجه قرار گرفته است. دکارت و برخی دیگر از فیلسوفان آغاز قرن هفدهم تصمیم گرفتند که از سنت مَدرسی-ارسطویی علم و فلسفه که قرن‌ها پذیرفته شده جهان غرب بود بگسلند و طرحی نو دراندازند؛ طرحی نو به‌ویژه در دو حوزه ردکردن بنای معرفت ارسطویی به صرفِ ورودی‌های حسی و دیگری تمرکز بر تبیین تجربی و استقرایی و بر پایه علل مادی پدیدارهای فیزیکی به جای علل غایی؛ طرحی نو که با تخریب خانه‌های پیشینی فلسفه و علم باستان، در پی بنانهادن نظامی ریاضی‌گون و سلسله‌وار بود که بر پایه بدیهیات استوار و بی‌شک، به جای آنکه معرفت‌های پیشین را مثل ارسطو بازگو و واکاوی کند، شخص را به سوی معرفت علمی جدید و کشف حقایق تازه راهبر شود. این نظام معرفتیِ دکارتی که می‌کوشید تا حدّ ممکن قطعیت ریاضیات را به سایر علوم و معارف فلسفی هم تعمیم دهد، کارنامه‌ای بلند و زبانی بعضاً پیچیده دارد. از این روی بازخوانی آن آرا با زبانی ساده‌تر برای نوورودان ضروری به نظر می‌رسد. این کاری است که جاستین اسکیری در کتاب خود کرده است؛ او کوشیده است که این کارنامه بلند و نسبتاً پیچیده را به زبانی علمی و تا حدّ ممکن ساده برای خواننده ناآشنا با دکارت بیان کند.

جاسین اسکیری مسیر پیش‌گفته را در کتابش برای سرگشتگان به اقتضای مجموعه کتاب‌های «راهنمای سرگشتگان» در هشت فصل سامان داده است. این هشت فصل با توضیحات رسا و نقل‌قول‌های مستقیم از دکارت، تصویر نسبتاً جامعی از کلیت اندیشه و کوشش‌های او را برای خواننده فراهم می‌کند. این هشت فصل به ترتیب عبارت‌اند از: روش؛ ذهن و تصور؛ متافیزیک؛ دین؛ معرفت؛ فیزیک؛ ماهیت انسان؛ و نهایتاً احساسات، انفعالات و اخلاق. در هر کدام از فصل‌های پیش‌گفته سَرعنوان مهم‌ترین اندیشه‌های دکارت در آن شاخه مدّنظر عرضه می‌شود.

مجموعه راهنمای سرگشتگان، مجموعه‌ای علمی و در عین حال عمومی برای علاقه‌مندان آشنایی با متفکران بزرگ‌ است. انتشارات علمی و فرهنگی مجلدات دیگری از این مجموعه را نیز منتشر شده که مجلداتی درباره سقراط، افلاطون، ارسطو، برکلی، کواین، کیرکگور، لاک، لوتر و … می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...