کتاب «تداوم حیات اسماعیلیان در کرمان» تألیف ناهید شفیعی از سوی انتشارات میراثبان منتشر شد. وی در این کتاب نشان می‌دهد کدام عوامل تاریخی در تداوم حیات اسماعیلیان در کرمان تا دوره معاصر تأثیرگذار بوده است.

تداوم حیات اسماعیلیان در کرمان ناهید شفیعی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، اسماعیلیان جماعت بزرگی از مسلمانان شیعی هستند که با رحلت امام جعفر صادق (ع) در نیمه دوم قرن دوم هجری شکل گرفتند. رهبران نهضت اسماعیلیه با تأسیس سازمان دعوت به ترویج مذهب اسماعیلیه به صورت گسترده دست زدند. داعیان اسماعیلی به منظور تحقق اهداف از پیش طراحی شده، دعوت اسماعیلیه را در مناطق جهان اسلام منتشر کردند. منطقه کرمان نیز در این محدوده زمانی از این قاعده مستنثنی نبود و بستر مناسبی برای حضور اسماعیلیان و نفوذ افکار و اندیشه‌های آنان گردید.

بنا به نوشته شفیعی، این ناحیه در قرون متمادی با فراز و نشیب‌های سیاسی متعدد تا امروز به عنوان یکی از کانون‌های اصلی سکونت اسماعیلیان نزاری به‌شمار می‌آید. این در حالی است که اسماعیلیان در خاستگاه‌های اصلی قدرت خود، الَموت و قُهستان، دچار پنهان‌کاری و استحاله مذهبی شدند.

ناهید شفیعی، به عنوان نگارنده اثر، این مسئله را که کدام عوامل تاریخی در تداوم حیات اسماعیلیان در کرمان تا دوره معاصر تأثیرگذار بوده مورد بررسی قرار داده است.

نویسنده پس از فصل نخست که به کلیات پرداخته است، در فصل دوم با عنوان سیر تاریخی پراکندگی و تراکم جمیعتی اسماعیلیان ایران، به منظور بررسی استمرار حیات اسماعیلیان ایران، با تمرکز بر رویکرد تطبیقی، محدوده جغرافیایی ایران را به چهار کانون ایران شمالی و شمال غربی، ایران مرکزی و غربی، ایران جنوبی و ایران شرقی تقسیم کرده و سپس در بازه‌های زمانی مختلف، پراکندگی و تراکم جمعیتی کانون‌های سکونت اسماعیلیه در ایران مورد بررسی قرار داده است.

شفیعی در فصل سوم به پیدایش و گسترش مذهب اسماعیلیه در کرمان پرداخته است و سیر این مذهب را، از زمان ورود به کرمان تا گسترش آن در میان عشایر قفص، کوفج یا کوچ، بیان کرده است. همچنین علاقه‌مندان در فصل چهارم این کتاب که با عنوان «پراکندگی و تراکم جمیعتی اسماعیلیان در کرمان» نامگذاری شده است، می‌توانند پس از مطالعه مقدمه با کانون کرمان از ظهور اسماعیلیه تا آغاز دعوت اسماعیلیه نزاری، فتح قلعه الموت، تشکیل دولت صفویه و خروج آقاخان محلاتی از ایران تا پایان دوره امامت اسماعیلی نزاری در ایران تا دوره حاضر را از نظر بگذرانند. تداوم حیات اسماعیلیان در جنوب کرمان، کانون مرکزی این منطقه و کانون غربی کرمان تا دوره حاضر دیگر بخش این فصل است. نویسنده در بخش دیگری از این فصل تداوم اسماعیلیان در مناطق روستایی کرمان را به تفصیل بررسی کرده است.

همان‌طور که اشاره شد، هدف نویسنده در نگارش این اثر بررسی عوامل مؤثر بر تداوم حیات اسماعیلیان در کرمان بوده است که این مهم را در فصل پنجم بررسی کرده است. در این فصل به‌طور مفصل عوامل جغرافیایی مؤثر در کانون‌های اسماعیلی‌نشین و در کانون کرمان برای علاقه‌مندان شرح داده شده است. جغرافیای طبیعی شهربابک، سیرجان، وجه تسمیه ایل عطاء‌اللهی و خاستگاه این ایل در کنار طوایف عرب، اعراب شیبانی، اعراب میش‌مست و اعراب خزیمه بررسی شده است. در بخش دیگر از فصل پنجم به عوامل اقتصادی در شاخه‌های کشاورزی، دامداری، صنعت، معادن، تجارت و راه‌ها اشاره شده است.

عوامل سیاسی مؤثر بر تداوم حیات اسماعیلیان بخش پایانی فصل پنجم است. مناسبات سیاسی اسماعیلیان با حکومت‌های محلی کرمان و با آل‌الیاس کرمان در دوره سامانیان، با آل‌بویه در کرمان، تعامل اسماعیلیان با حکومت سلجوقیان کرمان از جمله مباحث مطروحه در این بخش است.

انتشارات میراثبان کتاب «تداوم حیات اسماعیلیان در کرمان» نوشته ناهید شفیعی را به بهای ۱۳۰ هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...