یک انقلابی وقتی که انقلابی بودن مد نبود | الف


انگلستان از همۀ کشورهای دیگر صنعتی‌تر و پیشرفته‌تر بود. با وجود این، جزو آخرین کشورهایی بود که آموزش همگانی اجباری را پذیرفت و آن را عملی کرد. این امر علل متعددی داشت. یک علت، بی‌میلیِ مطلقِ طبقۀ حاکم انگلستان بود؛ به‌حدی که اگر می‌توانستند، قطعاً جلوی انتشار دانش و سواد را می‌گرفتند؛ چراکه عموم مردم در اوائل قرن نوزدهم کتاب‌های تحریک‌کنندۀ «تام پِین» [Thomas Paine] (1737-1809) را می‌خواندند و شر و شوری به‌پا می‌کردند که بدطور موی دماغ حاکمان می‌شد. اما این تام پین کیست؟

خلاصه کتاب معرفی تام پین [Thomas Paine] مارک فیلپ [Mark Philp]

روزی که در 37 سالگی به دیدار بنجامین فرانکلین (1706-1790) رفت، سر و وضع او را این‌گونه توصیف کرده‌اند: کثیف با لباس‌هایی ژنده و پاره، جوراب‌هایش روی زمین کشیده می‌شد و شست پاهایش از سوراخ کفش‌های قراضه‌اش بیرون زده بودند. تا آن زمان، کارش غالباً یا کارگری بود یا بیگاری یا خرده‌پادوئی؛ کارهایی همچون ملوانی، طناب‌بافی و ساختن کُرست برای بانوان.

او نزد فرانکلین رفته بود تا برایش توصیه‌نامه‌ای بنویسد که در آمریکا به او کاری بدهند. فرانکلین هم برایش سنگ‌تمام گذاشت و تام پین روانۀ آن سوی اقیانوس اطلس شد. همین شخص مفلوک و بی‌چیز در مدتی کوتاه در آمریکا سرآمد شد و شهره‌اش جهان غرب را درنوردید، به‌طوری که در آمریکا، انگلستان و فرانسه دوست و همنشین بلندپایه‌ترین مقامات شد. و این تازه شروع فصل جدیدی از ماجراهای زندگی او بود. این شهرت بیشتر و در نهایت برای او اسباب گرفتاری و دردسر شد، به‌حدی که او را تا لبۀ پرتگاه مرگ، یک قدمی اعدام، برد و بعد به طرزی معجزه‌آسا نجات یافت.

تام پین از معدود شخصیت‌های نامدار تاریخی است که هم سرگذشتش جالب است و هم اندیشه‌هایش. طبیعی است که هر کتابی بخواهد او را معرفی کند باید این دو را با هم لحاظ کند. مارک فیلپ [Mark Philp] به‌خوبی و با تسلط بر هر دو جنبه کتابی تألیف کرده آموزنده و بسیار خواندنی و نه‌چندان پربرگ؛ که در این زمانۀ کمبود وقت، ویژگی اخیر مزیتی مضاعف به شمار می‌آید. اما این کتاب فراتر از یک زندگی‌نامۀ تاریخی و فکری است. در واقع، این اثر یک بررسی خوب در باب موضوعات و مسائلی است که تام پین به آن‌ها پرداخته بود. لذا خودبه‌خود ارزش معرفتی دارد. یکی از ویژگی‌های عجیب تام پین این است که برخی از نظریات سیاسی پیش‌رو در قرن بیستم را مطرح کرده بود، آن هم بدون پیچیدگی و ابهام فیلسوفان معاصر. برای نمونه، می‌توان این موارد را نام برد: حقوق بشر، دموکراسی، جمهوری، آزادی، مالکیت خصوصی و آزادی بیان. در نتیجه، خواننده از این کتاب نکات بسیاری می‌آموزد که به اوضاع و احوال فکری و اجتماعی امروز ربط وثیق دارند.

فعالیت‌های علمی و عملی، فکری و انقلابی تام پین در دو سوی اقیانوس اطلس صورت گرفت؛ یعنی آمریکا و اروپا. او هم در انقلاب آمریکا فعال بود و هم در انقلاب فرانسه، و نزدیک بود در انگلستان هم انقلابی برانگیزد که عذرش را خواستند و فراری‌اش دادند. در هر دو انقلاب آمریکا و فرانسه هم کتاب و مقاله و جزوه نوشت و هم فعالیت اجرایی داشت. «عقل سلیم» را در دورۀ انقلاب آمریکا نوشت و «حقوق بشر» را در کورۀ انقلاب فرانسه. گزاف نیست اگر او را پیشگام انقلابیون بنامیم. او انقلابی بود زمانی که هنوز انقلاب مد نشده نبود و اصلاً انقلابی در کار نبود.

البته نوشته‌هایش منحصر به موضوعات سیاسی و اجتماعی نیست. او به دین و الهیات نیز اهتمام داشت و در باب بعضی از مباحث بنیادی فلسفۀ دین هم قلم زده است. کتاب «عصر خرد» در همین حیطه می‌گنجد. نیش تند و تیز قلم او در زمینۀ الهیات نیز کند نمی‌شود و با همان گزندگی می‌نویسد. برای نمونه: «هرگاه داستان‌های وقیحانه، هرزگی‌های شهوانی، اعدام‌های ظالمانه و پر از شکنجه و کینه‌توزی‌های بی‌امانی که بیش از نصف انجیل را پر کرده است می‌خوانیم، به‌جاتر به نظر می‌رسد که آن را کلام شیطان بخوانیم تا کلام خدا. این کتاب، تاریخ خباثتی است که نسل بشر را فاسد کرده و به توحش کشانده است؛ و من بالشخصه صادقانه از آن منزجرم، همچنان‌که از هر چیز ظالمانه‌ای منزجرم.» مارک فیلیپ به همۀ ابعاد اندیشه‌های تام پین می‌پردازد و به هر کدام فصلی اختصاص می‌دهد و در نهایت، شخصیت و اندیشه‌های او را جمع‌بندی می‌کند.

هرچند نویسنده در کل از تام پین دفاع می‌کند، اما در این امر از افراط به دور است. او از نقد هم غافل نیست و هر جا دیدگاه‌های تام پین ایراد اساسی داشته باشد، آن را نشان می‌دهد. به همین دلیل، می‌توان گفت تصویری منصفانه و واقع‌گرایانه از تام پین در همۀ ابعاد علمی و عملی‌اش ترسیم می‌کند. اساساً یکی از نقدهای او به دیگر آثاری که در باب تام پین نوشته شده همین است که جانبدارانه و غیرمنصفانه نوشته شده‌اند.

نویسنده در گزارش و حتی نقد اندیشه‌های پین جابه‌جا از عبارت‌های خود او نقل قول مستقیم می‌آورد. این کار بر جذابیت اثر افزوده، زیرا پین نویسنده‌ای پرشور، قهار و بسیار خوش‌قلم بوده است. مارک فیلیپ با زبردستی عبارت‌های درخشان او را گزینش کرده و همه را در جای مناسب جای داده است. یک نمونه بیاورم. وقتی در جنگ استقلال آمریکا، سربازان، در زمستان، بدون آذوقه و مهمات، خرد و خمیر شده بودند و روحیه‌ای برایشان نمانده بود و نومیدانه بر لبۀ پرتگاه شکست بودند، دست به قلم برد و چیزی نوشت که جورج واشنگتن دستور داد به سمع سربازان برسد. آن نوشتۀ ماندگار این‌گونه شروع می‌شود: «اینک دورانی است که روحِ مردان را می‌آزماید. سربازِ روزانِ آسایش و وطن‌خواهِ نازپرورده در این بحران از خدمت به کشور خویش تن خواهد زد، اما آن کس که اکنون پایداری ورزد شایستۀ سپاس مردان و زنان خواهد بود. بر جباریت نیز، همانند دوزخ، بی‌سعی نمی‌توان فائق گشت؛ مع‌هذا، تسلای خاطر ما این است که تعارض هرچقدر صعب‌تر باشد پیروزی شکوهمندتر خواهد بود.» (ترجمۀ بسیار خوب آقای قائد ستودنی است.) نیازی به گفتن نیست که چنین خطابۀ فخیم و پرشوری چه شور و شوق و انگیزه‌ای در سربازان دمید.

فقط این نوشته نبود که چنین اثرگذار واقع شد. دیگر آثار تام پین هم بسیار قدرتمند بودند. برای مثال، باربارا تاکمن (1912-1989)، مورخ نامدار آمریکایی، دربارۀ کتاب «عقل سلیم» می‌گوید که «این اثرِ جسورانه استقلال آمریکا را می‌طلبید، مهاجرنشین‌ها را تکان داده بود، هزاران هزار تن را به ضرورت سرکشی معتقد ساخته بود و مردم را با تفنگ‌هایشان به مراکز سربازگیری آورده بود.» جدا از عمق و شدت نفوذ آثار تام پین، نباید دامنۀ آن‌ها را فراموش کرد. حقیقتاً کم هنری نیست که کسی کتاب‌های سیاسی-اجتماعی بنویسد و صدها هزار نسخه از آن‌ها به فروش برود در زمانی که مردم باسواد فقط کتاب مقدس و دعا می‌خواندند. امروزه نیز نه فقط کتاب‌هایش، بلکه حتی کتاب‌هایی را هم که دربارۀ او می‌نویسند، باید در زمرۀ کتاب‌های خوب و خواندنی به شمار آورد. یکی از آن‌ها همین اثر مختصر و مفید مارک فیلیپ است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...