کتاب «خشم و بخشش» [Anger and forgiveness : resentment, generosity, justice] نوشته مارتا نوسبام [Martha Nussbaum] منتشر شد.

خشم و بخشش» [Anger and forgiveness : resentment, generosity, justice]  مارتا نوسبام [Martha Nussbaum]

به گزارش کتاب نیوز، «خشم و بخشش» نوشته مارتا نوسبام را انتشارات مازیار با ترجمه فیروزه مقدم راهی بازار کتاب کرده است.

مارتا نوسبوم (1947- ) فیلسوف آمریکایی، مدرس و دارای مقام پروفسوری در دانشگاه شیکاگو است. او در زمینه حقوق زنان، فلسفه یونان باستان، حقوق حیوانات و فلسفه روم باستان، فعال است.

ناشر در معرفی این اثر او آورده است:

ماریا پوپوآ نویسنده‌ی سرشناس رومانیایی، آمریکایی در ادبیات و هنر در خصوص این اثر گفته است: نوسبام که قبلاً هوشمندی احساسات را تجربه کرده و می توان گفت صریح‌ترین فیلسوف معاصر است، بحث می‌کند که علی‌رغم تاریخ طولانی تلقی خشم چون چیزی که به لحاظ اخلاقی توجیه‌پذیر و نشانه‌ی مفیدی از وقوع خطاست – از نظر هنجاری – خشم واکنشی نادرست است که احساسات عمیق‌تر و پیچیده‌تر ما را می‌پوشاند و مانع آشکار شدن آنها می‌شود. بخشش که نوسبام آن را «تغییری در ضمیر قربانی، که خشم و رنجش را در واکنش به اعتراف و ندامت فرد خطاکار کنار می‌نهد» تعریف می‌کند، و به گزاره‌ای تعاملی متمایل می‌شود که در آن فرد خطاکار، باید از طریق اعتراف و پوزش به تأیید اخلاقی فرد قربانی دست یابد. نوسبام مشخصات و پارادوکس‌های خشم را چنین خلاصه می‌کند: خشم احساسی است که به‌طور غیرعادی پیچیده است زیرا هم درد را در خود دارد و هم به دلیل چشم‌انداز خوشایند تلافی، لذت را … خشم همچنین مرجعی دوگانه دارد – برای فرد یا جمع و یا برای یک کنش خاص … کانون خشم کُنشی است که به هدفی نسبت داده می‌شود که همانا آسیب ناشی از کنشی خطاکارانه است.

«خشم و بخشش» نوشته مارتا نوسبام را انتشارات مازیار در 376 صفحه و قیمت 56 هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...
می‌خواهد حقوقِ ازدست‌رفته همسرش را به دست آورد، اما برای اثباتِ قابلیتهای خودش و به‌دست‌آوردن مال و جاه به صغیر و کبیر رحم نمی‌کند و دیگران در نظرش در حکم ابزارند... چشم‌انداز من بیشتر متوجه تداوم ادبیاتِ نیاکان بوده و هست... اصل را بر شناخت بگذاریم... اجازه بدهید به‌جای لفظ‌های آزادی و دموکراسی که فرصتِ فهمِ آن به ما داده نشده، بگویم قانون... ملتی که از خودش تهی شود دیگر ارجی نخواهد داشت و بیش از آنکه تا اکنون لِه شده‌ایم لِه خواهیم شد ...