به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، اصطلاح‌نامه‌ها برای علاقه‌مندان به حوزه‌های گوناگون معرفت یکی از منابع کاربردی و مفید هستند؛ «مفاهیم اصلی در فلسفه شرقی» [Key concepts in Eastern philosophy] هم با همین رویکرد توسط الویر لیمن [Oliver Leaman] استاد فلسفه دانسگاه جان مورز لیورپول به رشته تحریر درآمده است.

مفاهیم اصلی در فلسفه شرقی» [Key concepts in Eastern philosophy] الویر لیمن [Oliver Leaman]

اما نگارش این دسته از کتاب‌ها به علت گسترده بودن موضوعات و مفاهیم حوزه‌های علم و معرفت کار ساده‌ای نیست و همواره نیازمند انتخاب است و در این میان امکان این که مفاهیمی از دست بروند وجود دارد و علاوه بر این نگاه و نحوه انتخاب مولف یا مولفان هم یکی دیگر از موارد مناقشه انگیر است، لیمن در مقدمه کتاب در مورد بخشی از این دشواری می‌نویسد: «مشکلات بسیاری در فهم چگونگی بررسی مفاهیم کلیدی فلسفۀ شرقی وجود دارد. مشکل اول در تصمیم گرفتن در مورد آن چیزی است که فلسفۀ شرقی در واقع هست؛ به عبارت دقیق‌تر، چه چیزی به عنوان شرقی محسوب می‌شود. در گنجاندن تفکر آسیای شرقی به‌ویژه تفکر هند، چین و ژاپن و تمدن‌های وابسته در آن بخش از جهان هیچ مشکلی وجود ندارد.

فلسفۀ اسلامی و زرتشتی در این کتاب گنجانده شده چراکه بخش اعظم آن در ایران رخ داد و سپس به خاور دور رفت؛ اما باید متذکر شد که برخی از متفکران اصلی آن اکثرا بخشی از آن چیزی بودند که عموماً جهان غرب خوانده می‌شود، حتی در جایی بسیار دور در غرب که امروزه اسپانیاست، زندگی می‌کردند. از سوی دیگر بسیاری از متفکران مهم آسیای شرقی نیز حداقل زمانی را در غرب به سر برده‌اند و به همین منظور مؤلف فلسفۀ اسلامی را تحت عنوان شرقی منظور کرده است. دومین مشکل در تمایز قائل شدن بین فلسفه و دین است. اغلب تصور می‌شود که تمایزات بنیادی مختلفی میان فلسفۀ شرقی و غربی وجود دارد. گاهی اوقات گمان می‌رود فلسفۀ شرقی، کل‌نگرانه‌تر است و به عنوان غایتش درصدد شکلی از اشراق بوده است؛ در حالی که فلسفۀ غربی بیشتر به حقیقت، منطق، استدلال و فردگرایی می‌پردازد.»

در حقیقت آنچه مولف این اثر در نظر داشته این است که فلسفۀ شرقی بیش از هر چیز فلسفه است و امر خاص و اسرارآمیزی نیست که ما به اسباب غیرفلسفی برای فهم آن نیاز داشته باشیم و از سوی دیگر بی‌تردید فلسفۀ شرقی با ادیان شرقی رابطه نزدیکی دارد و درک این فلسفه بدون درک فرد از این ادیان کاری غیر ممکن است. این موضوع و این نیاز باعث شده است در این کتاب به مواردی بربخوریم که پیش از آن که به ساحت فلسفه مربوط باشد به دین و حوزه‌های مربوط به آن بپردازد و آن‌ها را مورد توجه قرار دهد. البته با وجود این توضیحات این کتاب اثری دربارۀ فلسفه است و نه دربارۀ دین، چرا که اگر موضوع اصلی دین بود، به مراتب مفاهیم کلیدی دینی بیشتری را نسبت به آنچه در اثر گردآوری شده است، دربر می‌گرفت. در حقیقت مؤلف تلاش کرده به شیوه‌ای بنویسد که مستلزم هیچ شناختی از ادیان شرقی و نیز خود فلسفه نباشد. تلاش لیمن این بوده برای خواننده توضیح دهد که چگونه مسائل نظری خاص در درون یک زمینۀ فرهنگی معین مطرح شده‌اند.

همانطور که اشاره شد این اثر یک اصطلاح‌نامه است و متناسب با این موضوع به تعریف بخش گسترده‌ای از اصطلاحات فلسفه شرقی می‌پردازد و در این مسیر حوزه‌های عقاید فلسفی مرتبط با آداب عمومی کشورهایی چون ایران، هند، جهان اسلام، چین، ژاپن، کره و تبت را مورد توجه قرار می‌دهد. همچنین مفاهیمی از آئین زرتشتی، آئین هندو، تصوف، اسلام، آئین کنفوسیوس، آئین شینتو، آئین تائو، و آئین بودا برای خوانندگان آورده شده است و هر مدخل راهنمایی برای مطالعۀ تکمیلی و بررسی انتقادی دربر دارد. هرچند کتاب متن دیریابی ندارد اما ترجمه اثر به ویژه در بخش مقدمه خوانش آن را با کندی رو به رو می‌کند و خواننده از همان ابتدا در می‌یابد متنی ترجمه شده را می‌خواند که این موضوع را می‌توان از نقاط ضعف کتاب به شمار آورد.

کتاب «مفاهیم اصلی در فلسفه شرقی» اثر الویر لیمن با ترجمه شیرین سادات بطحایی در 432 صفحه، شمارگان 330 نسخه و قیمت 85 هزار تومان توسط نشر علم در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...