کتاب «دعاهای نهج البلاغه» اثر حسین اکبری به همت مؤسسه بوستان کتاب روانه بازار نشر شد.

دعاهای نهج البلاغه حسین اکبری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «دعاهای نهج‌البلاغه» اثر حسین اکبری به همت مؤسسه بوستان کتاب در 192 صفحه منتشر شد.

امیرالمؤمنین (ع) که انسان کامل و امام نور و‌هادی امت نبوی و مقتدای پیروان دین محمدی است، دعاها و مناجات‌های فراوانی دارد که از قلب سلیم و زبان معصومش صادر شده است.

در کتاب شریف نهج البلاغه شماری از این دعاهای آسمانی دیده می‌شود که افزون بر کارکردهای مختلف، کارکرد تبلیغی و آموزشی نیز دارد. یادگیری دعاهای امیرالمؤمنین(ع) و دقت و تأمل در این دعاهای پر معنا می‌تواند ما را با نیازهای حقیقی و اساسی خودمان آشنا سازد و در پی آن دعاهای ما را تغییر دهد. با تغییر دعاها، سبک زندگی ما نیز به سبک زندگی امیرالمؤمنین(ع) نزدیک خواهد شد.

اثر پیش رو با این هدف، دعاهای امیرالمؤمنین(ع) در کتاب شریف نهج البلاغه را گردآوری و دسته بندی کرده و شرح مختصری از آن ارائه داده است. گردآوری و دسته بندی این دعاها، مایه دسترسی آسان عاشقان و محبان امیرالمؤمنین(ع) به این منبع عظیم معنوی خواهد شد. شرح این دعاهای ارزشمند نیز یاری کننده فهم دعاها و منبعی برای مبلغان و مربیان نهج البلاغه شریف است.

این اثر در شش فصل تألیف شده است؛ فصل اول این کتاب با عنوان «شناخت امیرالمؤمنین(ع)» است که به ویژگی‌های شخصیتی آن حضرت پرداخته است.
«شناخت دعا» عنوان دومین فصل از این اثر است که در این فصل پس از بیان مباحثی در خصوص دعا از منظر قرآن و روایات، نقش دعا در فعالیت‌های زندگی و ارکان و عناصر تشکیل دهنده دعا مورد بحث و بررسی قرار گرفته است؛ در ادامه، کارکردهای دعا (عبادی، اعتقادی، روحی و روانی، تقربی، دفاعی و تبلیغی) تبیین شده است.
نویسنده در سومین فصل از این اثر، به بیان کلیاتی در مباحث دعا در نهج البلاغه پرداخته و پس از بیان جایگاه و اهمیت دعا در نهج البلاغه، به دعاهای امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه اشاره می‌کند و سپس به انواع این دعاها (تقاضایی و مناجاتی) می‌پردازد.

«دعاهای امیرالمؤمنین(ع) در خطبه‌های نهج البلاغه» عنوان چهارمین فصل از این کتاب استکه در این فصل، 21 خطبه که دارای دعاهای حضرت در این کتاب شریف است را بیان می‌کند و در این اثر، در ابتدای هر یک از خطبه‌های مذکور، به ترسیم فضای کلی خطبه اشاره شده است.

فصل پنجم، «دعاهای حضرت در نامه‌های نهج البلاغه» را تبیین می‌کند که در این راستا، سه نامه 15، 31 و 53 مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد که از جمله این دعاها، طلب خیر، فرونی عمر، سلامت جسم و وسعت روزی است. در این اثر، در ابتدای هر یک از نامه‌های مذکور، به ترسیم فضای کلی نامه پرداخته شده است.
ششمین و آخرین فصل از این اثر، به «دعاهای امیرالمؤمنین در حکمت‌های نهج البلاغه» اختصاص یافته که در این میان، حکمت‌های 100، 276 و 472 معرفی و در این اثر، در ابتدای هر یک از حکمت‌های مذکور، به ترسیم فضای کلی حکمت پرداخته شده است.

برشی از اثر
* تقاضای سلامت دین و جسم
«وَ نَسْأَلُهُ الْمُعَافَاةَ فِي الْأَدْيَانِ كَمَا نَسْأَلُهُ الْمُعَافَاةَ فِي الْأَبْدَانِ؛ ما از او سلامت در دین می‌طلبیم. آن گونه که سلامت در بدن‌ها را تقاضا می‌کنیم!»
این عبارت اشاره به نکته لطیفی است که آن این که اگر مردم به همان اندازه که به عافیت و سلامت جسمانی اهمیت می‌دهند، به سلامت دینشان اهمیت می‌دادند، وضع خوبی داشتند ولی افسوس! یک بیماری محضر جسمانی گاه انسان را به دنبال طبیبان متعدد می‌فرستد، در حالی که به خاطر ده‌ها بیماری خطرناک معنوی و اخلاقی و دینی، حتی به دنبال یک طبیب هم نمی‌رود!

علامه جعفری(ره) از بعضی متفکران انسان شناس این سخن را نقل کرده اند: اگر یک صدم اشک‌هایی که برای شکم‌های گسنه و بدن‌های برهنه ریخته می‌شود، برای ارواح گرسنه معرفت و برهنه از فضایل ریخته می‌شد، هم گرسنگی‌ها و برهنگی‌های جسمانی از بین می‌رفت و هم گرسنگی‌ها و برهنگی‌های روحی ذایل می‌گشت.
 

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...