انتشارات ققنوس کتاب «جهان و زبان در اندیشه ویتگنشتاین» نوشته طالب جابری را منتشر کرد.

به گزارش تسنیم،‌ «جهان و زبان در اندیشه ویتگنشتاین: چقدر عجیب است که جهان باید وجود داشته باشد»، نوشته طالب جابری از سوی انتشارات ققنوس منتشر شد.

در پشت جلد کتاب آمده است:‌ «آیا در عالم امروزی ما امکان حیرت وجود دارد؟ آیا سیب تراریخته‌ای که ساختار ژنتیکی‌اش دستکاری شده است و می‌توان آن را به قیمت هر کیلو 6500 تومان خرید ما را حیرت‌زده می‌کند؟ آیا افتادن سیب از درخت، پس از نیروی گرانشی نظریه نیوتن و پس از خمیدگی فضا ـ زمان انیشتین و پس از نظریه ریسمان‌ها حیرت‌انگیز است؟ در دوران ما چه چیزی مایه حیرت است و چگونه در کتاب حاضر نشان خواهیم داد که وجود جهان در اندیشه ویتگنشتاین حیرت‌انگیز است و این حیرت از مرزهای زبان می گذرد: «در زبان بیان درست معجزه وجود جهان  ـ هر چند این خودگزاره‌ای در زبان نیست ـ وجود خود زبان است.» این عبارت شاید غریب‌ترین و دشوار فهم‌ترین عبارت در کل نوشته‌ها ویتگنشتاین باشد.»

نویسنده در مقدمه می‌گوید: آنچه در این کتاب قصد رسیدن به آن را داریم در نهایت بسیار ساده است: «وجود حیرت‌انگیز است» و این حیرت از مرزهای زبان می‌گذرد و باید بگذرد اما راه رسیدن به مقصود چندان ساده نیست.

کتاب شامل سه فصل است. «آغاز ویتگنشتاین، یک تجربه بنیادین»، «جهان از منظر ابدیت» و «وجود زبان، زبان وجود» عناوین این سه فصل است.

انتشارات ققنوس این کتاب را در 770 نسخه به قیمت 15 هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...