کتاب «بر کرانه خورشید» یا پژوهشی در توقیعات فقهی امام عصر(ع) به قلم سیدضیاء مرتضوی توسط انتشارات میراث اهل قلم منتشرشد.

بر کرانه خورشید» یا پژوهشی در توقیعات فقهی امام عصر(ع) به قلم سیدضیاء مرتضوی

به گزارش کتاب نیوز، در دوره 69ساله غیبت نخست حضرت امام عصر(عج) که از آن به «غیبت صغرا» تعبیر می‌شود، به‌رغم محدودیت‌های فراوانی که برای ارتباط با آن امام(ع) وجود داشت، شماری از شیعیان توانستند از طریق چهار وکیل خاص، پرسش‌های دینی و شرعی خود را از آن حضرت بپرسند. این پرسش‌ها که در زمینه‌های مختلف فقهی و غیر فقهی بود، نوعاً از راه نامه‌نگاری صورت می‌گرفت و گاه در یک نامه چند پرسش مطرح می‌شد و پاسخ‌ها در خود نامه و زیر هر پرسشی نوشته می‌شد و چون حالت حاشیه‌‌نگاری داشت، عنوان «توقیع» را به خود گرفت؛ امری که اختصاص به دوره غیبت نداشت و پیش‌تر نیز مانند دوره امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) با توجه به محدودیت و مشکلات ارتباطات به ویژه از مناطق دوردست، کم و بیش وجود داشت.

این اثر در دو فصل کلی تنظیم شده است؛ فصلی که در آن نخست به نکات کلی درباره حجم و تنوع توقیعات مورد بحث، فضای تقیه‌آمیز صدور آنها، اعتبار اسنادی آنها، جایگاه سفیران چهارگانه و اهتمام و استناد فقهاء به توقیعات پرداخته می‌شود و در فصل دیگر به تفصیل این توقیعات و استنادات به آن بازگو و شرح می‌گردد.

حجت‌الاسلام و المسلمین سیدضیاء مرتضوی متولد 1337 یزد است و سردبیری فصلنامه حکومت اسلامی، مدیریت مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان، مدیریت پژوهشکده فقه و حقوق و مدیریت دانشنامه امام‌خمینی را در کارنامه خود دارد. از این استاد حوزه، تاکنون کتاب‌های «ماهیت فقهی دولت و ضمان اقدام‌های زیان‌بار آن»، «عاشورا در فقه»، «نگاه فقهی به حضور زنان در عبادت‌های جمعی» و... منتشر شده است.

«بر کرانه خورشید» در 140 صفحه رقعی و با قیمت 100هزارتومان توسط انتشارات میراث اهل قلم منتشرشده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...